رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٦٠ - قاعده
پستان كند و از چاه احتزاز كند. و نظر كن بالهام مگس انگبين و اشكال مسدّس او و ساختن خانه عنكبوت و مثلّثهاى آن و عجائب جانوران چنانكه اشارت كرد در تنزيل و آن آنست كه «أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»[١] همه چيزها را بيافريد وانگه ايشان را كمالات بخشيد، آيتى ديگر «وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى»[٢]. و بنگر كه چگونه هر چيزى را كمال بخشيد و او را شوقى و عشقى داد، طبيعى را بقدر طبيعى و ارادى را بقدر ارادى، و چون نظام نگاه داشت و وجود را بر پاى داشت بعشق جلالش و عظمتش و اگر نه عشق عالى بودى سافل هرگز پايدار نشدى.
قاعده
(٦٥) حقّ تعالى بر او چيزى واجب نشود بر سبيل الزام، و لكن بدو چيزها واجب شوند و غنى و بخشنده مطلق او است. و غنىّ مطلق آنست [كه ذات او و كمالات او][٣] بر ديگرى موقوف نشود[٤]. و چون دانستى كه ممكنات همه مفتقراند بواجب الوجود، پس غنىّ مطلق نيست الّا واجب الوجود. و دو غنىّ مطلق نشايد كه باشد زيرا كه اگر يكى در زير قدرت آن ديگرى آمدى او را اولاتر بودى، و چون در زير قدرت او در نيايد او را اولاتر نباشد. پس او فقير باشد و آنچه او را اولاتر است او را نايافت باشد. پس غنىّ مطلق يكيست، و آنچه بجز
[١] سوره ٢٠( طه) آيه ٥٢
[٢] سوره ٨٧( الاعلى) آيه ٣
[٣] كه ذات او و كمالات او: كه با ذات او با كمالات اوI ) الغنى المطلق هو الذى يتوقف ذاته و لا كمال لذاته على غيرهA (
[٤] نشود: شودI