رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٥٨ - قاعده
ايشان بودى سوخته شدى و آنچه مقابل نبودى از نور محروم ماندى. و اگر ايشان را يك حركت بودى حركت ايشان لازم يك دايره بودى و اثر شعاع به نواحى عالم نرسيدى. پس او را حركت تيز حاصل شد تابع حركت جرم كلّ، و حركت ديگر بطىء كه بدان حركت ميل كند بجنوب و شمال.
(٦٣) بنگر كه چگونه رحمت و حكمت او به همه چيزها رسيد چنانكه اشارت كرد در قرآن كه «وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً»[١]، و آيتى ديگر «وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً»[٢]. و چون تقدير كرد چيزها را بر حسب استعداد او، و ببخشيد هر چيزى را آنچه ملائم و لايق او است از كمالات چنانكه گواه داد [بر آن آيتى][٣] از تنزيل كه «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»[٤] يعنى هيچ چيز نيست كه آن چيز پيش ما متناهى نباشد[٥] و لكن بحسب استعداد مىدهيم، همچنانكه گفت «كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ»[٦].
(٦٤) و بنگر كه نبات چون خسيسترين صاحب نفسست چگونه سرنگون آفريدندش، و آنچه اصل او است در زمينست، چون او را ببرند جمله قواى او باطل شود. و جانورانى كه ايشان ناطق نيستند چون از نبات شريفتراند لاجرم سرنگون نشدند بلكه ميانه شدند سر بالاى ايشان و مردم چون بر همه زيادت شد بنفس ناطقه سرش بسوى آسمان
[١] سوره ٤٠( المؤمن) آيه ٧
[٢] سوره ٤٠( المؤمن) آيه ٧( دنبال همان آيه قبلى است)
[٣] بر آن آيتى: بر آيتىI ) كما شهد بهA (
[٤] سوره ١٥( الحجر) آيه ٢١
[٥] نباشد:-I
[٦] سوره ٥٤( القمر) ٤٩