ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩٨ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
٩-
على بن اسباط گويد: شنيدم امام رضا عليه السلام در باره گنجى كه خداى عز و جل ميفرمايد:
«و زيرش گنجى براى آنها بود» فرمود: در آنجا بود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، در شگفتم از كسى كه يقين بمرگ دارد چگونه ميخندد؟ و در شگفتم از كسى كه يقين بتقدير دارد چگونه اندوهگين مىشود؟ و در شگفتم از كسى كه دنيا و دگرگونيهايش را نسبت به اهلش ديده است، چگونه بآن اعتماد ميكند؟ و سزاوار است كسى كه خدا را با عقل شناخته [خدا باو عقل داده] خدا را در قضاء و قدرش متهم نسازد و در روزى رسانيدنش او را بكندى نسبت ندهد.
عرض كردم: قربانت گردم، ميخواهم اين را بنويسم، بخدا كه خود حضرت دست برد تا دوات را پيش من گذارد، من دستش را گرفتم و بوسيدم، و دوات را برداشتم و نوشتم.
١٠-
امام صادق عليه السّلام فرمود: قنبر غلام على عليه السّلام آن حضرت را بسيار دوست ميداشت، و چون بيرون ميشد، قنبر هم با شمشيرى دنبالش ميرفت، شبى او را ديد و فرمود: اى قنبر! ترا چه شده؟ عرضكرد:
يا امير المؤمنين آمدهام تا پشت سرت باشم. فرمود: واى بر تو! مرا از اهل آسمان حفظ ميكنى يا از اهل زمين؟ عرضكرد: نه بلكه از اهل زمين، فرمود: اهل زمين جز باذن خدا نميتوانند بمن كارى كنند، برگرد، او هم برگشت.
١١-
بامام رضا عليه السّلام عرض شد: شما چنين سختى ميگوئيد و از شمشير خون ميچكد (يعنى با وجود