ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٨٦ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
برترى داد، اين دسته نيز آمرزيدهاند و از گناهانشان چشمپوشى شده (كنايه از اينكه گناه نميكنند).
سپس اصحاب ميمنه را ياد فرموده و آنها همان مؤمنين حقيقى هستند كه خدا در آنها چهار روح نهاده (زيرا روح القدس مختص پيغمبرانست) روح ايمان و روح قوت و روح شهوت و روح بدن، و بنده همواره در صدد تكميل اين ارواحست و حالاتى برايش پيش آيد، آن مرد گفت: يا امير المؤمنين! آن حالات چيست؟ فرمود: اما نخستينش چنانست كه خداى عز و جل فرمايد: «برخى از شما به پست ترين دوران عمر برسد تا پس از دانشى (كه داشت) چيزى نداند ٧٠ سوره ١٦» اين كسى است كه همه ارواحش كاسته شده، ولى از دين خدا بيرون نرفته، زيرا خداى پرورش دهنده او به پست ترين دوران عمرش رسانيده، اين چنين كسى وقت نماز را نفهمد و عبادت شب و روز را نتواند و نيز نتواند با مردم در صف (نماز جماعت) ايستد، اينست كاهش روح ايمان و زيانى هم بصاحبش ندارد.
و برخى از آنها روح قوتش كاهش يابد كه نتواند با دشمن بجنگند و نه طلب معاش تواند كرد.
و برخى ديگر روح شهوتش كاسته شود، كه اگر زيباترين دختران آدم بر او بگذرد، باو رغبت نكند و بسويش برنخيزد و تنها روح بدن باقى ماند كه بوسيله آن بجنبد و راه رود تا ملك الموت بر سرش آيد، پس اين حالت خوب است، زيرا خداى عز و جل با او چنين كرده و همچنين در دوران نيرومندى و جوانى حالاتى برايش پيش آيد، قصد گناه ميكند و روح قوت هم تحريكش مينمايد و روح شهوت جلوه ميدهد و روح بدن او را ميكشاند تا بآن گناهش ميرساند، و چون بدان رسيد، ايمان از او گم شود و كناره گيرد، و بسويش برنگردد تا توبه كند و چون توبه كرد، خدا باو توجه فرمايد و اگر