ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٠٠ - برترى ايمان بر اسلام و يقين بر ايمان
دين خدا بدل هر كه در آيد، دلش از غير او بگردد، اى جابر! دنيا چيست و اميد دارى چه باشد؟ مگر دنيا غير از خوراكى است كه خوردى يا جامهئى كه پوشيدى يا زنى كه باو رسيدى؟.
اى جابر! همانا مؤمنين بماندن در دنيا اطمينان نكردند، و از رسيدن بآخرت ايمن نگشتند.
اى جابر! آخرت خانه ثباتست و دنيا خانه نابودى و زوال، ولى أهل دنيا غافلند و گويا مؤمنانند كه فقيه و اهل تفكر و عبرتند: آنچه با گوشهاى خود شنوند، ايشان را از ياد خداى- جل اسمه- كر نكند و هر زينتى كه چشمشان بيند از ياد خدا كورشان ندارد، پس بثواب آخرت رسيدند، چنان كه باين دانش رسيدند.
و بدان اى جابر كه اهل تقوى كم هزينهترين اهل دنيايند و ترا از همه بيشتر يارى كنند، تا تذكر دهى ياريت كنند و اگر فراموش كنى يادت آورند. امر خداى را گويند و بر امر خدا ايستادگى دارند، براى دوستى پروردگارشان دل از همه چيز كنده و بخاطر اطاعت مالك خويش از دنيا در هراسند و از صميم دل بسوى خداى عز و جل و محبت او متوجه گشته و دانستند كه هدف اصلى همين است، بخاطر عظمت شأنى كه دارد پس دنيا را چون بار اندازى دان كه در آن بار انداخته و سپس كوچ خواهى كرد. يا مانند ترقى و كمالى كه در خواب بآن رسيده و چون بيدارشدهئى چيزى از آن ندارى. من اين را بعنوان مثل برايت گفتم، زيرا