فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٥٥ - ب توحيد افعالى خداوند
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ[١].
پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن. اين سرشت الهى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست؛ اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمىدانند.
آنگونه كه در اين آيات ملاحظه مىشود، از امر تشريعى يا شريعت و نظام الهى كه وجهه آدمى را در زندگى معين مىكند، به «دين» تعبير شده است.
بنابراين «دين خدا» همان نظام مديريت الهى است كه مسير زندگى انسان را مشخص مىنمايد و بهوسيله امر تشريعى خداوند بهوجود مىآيد و به واسطه انبياء و اوصياى آنان به بشريت ابلاغ مىشود.
در اينجا در مقام بيان ادلّه عقلى و نقلى دالّ بر تلازم بين توحيد ذاتى و صفاتى و افعالى خداوند با توحيد در حاكميّت الهى و حصر حاكميّت و مُلك و تدبير در جامعه انسانى به ذات اقدس حقتعالى كه بهوسيله نصب حاكمان الهى و تشريع قوانين نظمدهنده روابط انسانى در جامعه بشر تحقق مىپذيرد، نيستيم؛ در آينده نزديك به طور مشروح به اين مطلب خواهيم پرداخت. آنچه مقصود ما از بحث حاضر است، تبيين تسلسل منطقى مباحث توحيدى، از توحيد ذات تا توحيد حاكميّت الهى بر جهان هستى و جامعه بشرى است.
از آنچه گفتيم اين تسلسل منطقى تا حدود زيادى روشن شد. در بحث آينده كه براهين عقلى و نقلى دالّ بر حصر و مُلك و مديريت و حاكميّت سياسى جامعه بشرى
[١] . سوره روم: ٣٠.