فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٧٠ - واژه چهارم «ولايت»
خداوند (عزوجل)، دلالت دارند، موجب دلالت قطعى جمله «مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ» بر حصر اين مولويت حق در ذات اقدس خداوند بزرگ مىشود.
ثالثاً: به مقتضاى آيه كريمه دوم كه همين جمله در آن آمده با اين اضافه: وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ كه به معناى آن است كه ادّعاى مولويت هر مولاى ديگر افتراء است و نيز به مقتضاى (فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ)[١] «پس از حق جز گمراهى چه چيزى وجود دارد؟» وصف «مولى» به صفت «حق» دليل بر باطلبودن هر مولاى ديگر و قرينه و دليل ديگرى بر حصر مولويت فرمانروايى در ذات خداى متعال مىباشد.
بنابراين، دلالت آيه كريمه شصت و دوم سوره انعام بر حصر مولويت طاعت و فرمانروايى و حاكميت در ذات اقدس حقتعالى دلالتى تام است و جاى هيچگونه ابهام و خدشهاى در اين دلالت وجود ندارد.
اما آيه ديگر، يعنى آيه سىام سوره يونس:
(هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ).
در آنجا، هركس عملى را كه قبلًا انجام داده است، مىآزمايد. و همگى به سوى خداوند يگانه كه مولا و سرپرست حقيقى آنهاست بازگردانده مىشوند؛ و چيزهايى را كه به دروغ همتاى خدا قرارداده بودند، از نظرشان گم و نابود مىشوند.
دلالت واژه «مولى» در اين آيه به مقتضاى سياق آيات پيش و پس، به خصوص آيه بعد از اين آيه كه متضمن حصر تدبير امر در خداى متعال است (وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ
[١] . سوره يونس: ٣٢.