فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٢٣٩ - واژه چهارم «ولايت»
به آنچه شما را بدان فراخواند وفا مىكرد، او براى براندازى سلطنت گردآمدهاى بپا خاست ... تا آخر روايت.
در اين روايت، امام صادق (ع) قيام زيد بن على را تأييد فرموده و علّت اين تأييد را نيز با عبارت «فإن زيداً ...» بيان فرموده است كه عبارت است از:
١. «لَمْ يَدْعُكُمْ إِلَى نَفْسِهِ وَ إِنَّمَا دَعَاكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ»؛
شما را براى امامت خود فرانخواند بلكه به امامت رضاى از آلمحمد (ص) فراخواند
٢. «إِنَّمَا خَرَجَ إِلَى سُلْطَانٍ مُجْتَمِعٍ لَيَنْقُضَهُ».
تنها براى براندازى سلطنت گردآمدهاى بپا خاست.
بنابراين، آنجا كه اين دو سبب- يعنى عدم دعوت إلى النفس و دعوت إلى الرضا من آل محمد و نيز خروج براى درهم شكستن سلطنت جور- وجود داشته باشد قيام، مورد تأييد ائمه اطهار (عليهم السلام) است و مؤيد اين روايت، روايات ديگرى است كه در تأييد قيام زيد بن على (عليهما السلام) وارد شده است؛ نظير روايتى كه صدوق به سندش از امام رضا (ع) روايت مى كند:
«أَنَّهُ قَالَ لِلْمَأْمُونِ: لَا تَقِسْ أَخِي زَيْداً إِلَى زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ فَإِنَّهُ كَانَ مِنْ عُلَمَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) غَضِبَ لله فَجَاهَدَ أَعْدَاءَهُ حَتَّى قُتِلَ فِي سَبِيلِهِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاهُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (ع) يَقُولُ: رَحِمَ الله عَمِّي زَيْداً إِنَّهُ دَعَا إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ ظَفِرَ لَوَفَى بِمَا دَعَا إِلَيْهِ ...
به مأمون فرمود: برادرم زيد را به زيد بن على قياس مكن زيرا زيدبنعلى از علماى آل محمد (ص) بود. براى خدا خشم كرد و با دشمنان خدا جهاد نمود تا در راه خدا كشته شد، همانا پدرم موسىبنجعفر (ع) از پدرش جعفربنمحمد (ع) شنيد كه مىگفت: خداى رحمت كند عمويم زيد را كه مردم را به سوى رضاى از آل محمد