فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٥٠ - ب توحيد افعالى خداوند
اصل نخست: اين قاعده بديهى است كه مسئوليّت فاعل انتخابگر در محدوده قدرت انتخاب اوست. بنابراين، مسئوليتپذيرى فاعل انتخابگر محدود به حدود تمكين الهى است و فراتر از حدود تمكين الهى را شامل نمىشود؛
اصل دوم: قاعده «نظام احسن» در جهان آفرينش است كه از ضرورت عقلى يا وجوب صدور فعل احسن از ذات بارىتعالى نشأت گرفته است. در مقام ذات، هر وصف كمالى كه بالذات بر خدا ممتنع نباشد، ثبوتش براى ذات بارىتعالى واجب است و در مقام فعل، هر فعل احسنى كه بالذات از خداى متعال ممتنع نباشد، صدورش از ذات بارىتعالى واجب خواهد بود؛ زيرا «الواجب لذاته، واجب من جميع جهاته» «واجب بالذات از جميع جهات خويش داراى وجوب است».
بنابر اصل دوم، امر تمكينى صادر از خداى متعال به انسان به عنوان موجودى انتخابگر بايد بهگونهاى باشد كه انسان را قادر بر انتخاب بهترين زندگى و بهترين رفتار كند؛ زيرا تمكين الهى بايد برترين و بهترين تمكين باشد و بهترين و برترين تمكين آن است كه انسان را بر انتخاب شايستهترين زندگى و بهترين جامعه قادر نمايد.
و بنابر اصل اول، در صورتى انسان در برابر عدم انتخاب زندگى شايستهتر و جامعه بهتر مسئول است كه براساس تمكين الهى قدرت انتخاب جامعه بهتر و زندگى شايستهتر داشته باشد.
جامعه شايستهتر و زندگى بهتر در سآيه نظام برتر و مديريت شايستهتر امكان تحقق دارد و بديهى است كه نظام برتر، نظام برخاسته از امر و نهى الهى و مديريت شايستهتر، مديريت برآمده از مديريت الهى است.
اينجاست كه امر تمكينى الهى، امر تشريعى الهى را نتيجه مىدهد.
بنابر آنچه گفته شد، امر تمكينى الهى، امر تشريعى الهى را بهدنبال دارد. امر تشريعى الهى امرى است كه خداوند به وسيله آن، راه را براى زندگى بهتر و جامعه شايسته