فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٤ - ب توحيد افعالى خداوند
آن فروگذار نكرده بود؛ و ميان آن دو، نهر بزرگى جارى ساخته بوديم\* و براى او، درآمد فراوانى داشت؛ پس به دوستش- درحالىكه با او گفتگو مىكرد- گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نيرومندترم»\* و درحالىكه نسبت به خود ستمكار بود، در باغ خويش گام نهاد، و گفت: «باور نمىكنم هرگز اين باغ نابود شود\* و باور نمىكنمقيامت برپا گردد؛ و اگر به سوى پروردگارم بازگردانده شوم (و قيامتى در كار باشد)، جايگاهى بهتر از اينجا خواهم يافت»\* دوست (باايمان) وى- درحالىكه با او گفتگو مىكرد- گفت: «آيا به كسى كه تو را از خاك، سپس از نطفه آفريد، و پس از آن تو را مرد كاملى قرار داد، كافر شدى؟\* ولى من كسى هستم كه خداى يگانه، پروردگار من است؛ و هيچ كس را همتاى پروردگارم قرار نمىدهم\* چرا هنگامى كه وارد باغت شدى، نگفتىاين نعمتى است كه خدا خواسته است؟! قوت (و نيرويى) جز از ناحيه خدا نيست. و اگر مىبينى من از نظر مال و فرزند از تو كمترم\* اميد است پروردگارم بهتر از باغ تو، به من بدهد؛ و مجازات حساب شدهاى از آسمان بر باغ تو فرو فرستد، بگونهاى كه آن را به زمين بىگياهى مبدل كند\* و يا آب آن (در زمين) فرو رود، آن گونه كه هرگز نتوانى به آن دستيابى»\* سرانجام عذاب الهى فرا رسيد، و ميوههاى آن نابود شد؛ و او به خاطر هزينههايى كه در آن صرف كرده بود، پيوسته دستهايش را به هم مىماليد درحالىكه تمام باغ بر داربستهايش فرو ريخته بود. و مىگفت: «اى كاش هيچ كس را همتاى پروردگارم قرار نداده بودم!»\* و گروهى نداشت كهاو را در برابر (عذاب) خداوند يارى دهند؛ و كارى هم از دستش ساخته نبود\* در آنجا ثابت شد كه ولايت (و قدرت) از آن خداوند بر حق است. اوست كه برترين ثواب، و بهترين فرجام را (براى مطيعان) دارد.
نمونه ديگر، داستان گفتوگوى ناصحان قوم قارون با وى و سرنوشت تلخ اوست: