فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٢ - ب توحيد افعالى خداوند
بهطور مستقل از فعل و تأثير خداى متعال عمل كند و در فعل و حركت و تأثير خود به خداى متعال نيازمند نباشد، به معناى نفى وحدانيّت ذات خداى متعال و اعتقاد به وجود مبدأ ديگر براى آفرينش و هستى در كنار ذات بارى تعالى است، تعالى الله عن ذلك علواً كبيراً. اين حقيقت نيز روشن است كه توحيد افعالى در جهان فاعلين مختار و مريد به معناى سلب اختيار از آنان نيست، بلكه بدين معناست كه اختيار و قدرتى كه فاعلين مختار و مريد دارند مستقل از فعل و اراده خدا نيست، بلكه با اراده و قدرت خداست كه مىخواهند آنچه را مىخواهند، و مىكنند آنچه را مىكنند
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ[١]؛
و شما (چيزى را) نمىخواهيد مگر اينكه خدا بخواهد؛
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً\* إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ[٢]؛
و هرگز در مورد كارى نگو: من فردا آن را انجام مىدهم. مگر اينكه خدا بخواهد؛
قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ[٣].
بگو: «من (حتّى) براى خودم، مالك زيان و سودى نيستم، (تا چه رسد براى شما) مگر آنچه خدا بخواهد.
[١] . سوره انسان: ٣٠.
[٢] . سوره كهف: ٢٣ و ٢٤.
[٣] . سوره يونس: ٤٩.