اثرآفرینان استرآباد و جرجان (استان گلستان) - مقدم، محمدباقر - الصفحة ٢٤٧ - «عبدالمومن بن صفی الدین جرجانی»
فهرس مخطوطات دارالکتب الظاهریه ٤٢٥؛ الکامل فی التاریخ ٨/٢٩٦؛ اللباب فی تهذیب الانساب ١/٥١؛ مختصر تاریخ دمشق ١٥/٢١٥؛ مرآه الجنان ٢/٢٨٧؛ معجم المولفین ٦/١٩١؛ المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم ١٣/٣٥٤؛ موسوعه اعلام العلماء و الادباء العرب و المسلمین ١/٥٥٠-٥٥٤؛ الموسوعه الذهبیه للعلوم الاسلامیه ١٢/١٠٧؛ موسوعه طبقات الفقهاء ٤/٢٥٦-٢٥٧؛ النجوم الزاهره ٣/٢٥١.
«عبدالمومن بن صفی الدین جرجانی»
قرن ١١ه-.ق.
منابع تاریخی و شرح حال نگاری اعم از کهنه و نو، درباره ی «عبدالمومن جرجانی»، سکوت اختیار کرده و هیچ اطلاعی به دست نمیدهند.
فقط مرحوم «آقابزرگ» در ذیل «بهجه الروح» به نام و نیاکان وی اشاره دارد. بنابراین گزارش، عبدالمومن از نوادگان «قابوس بن وشمگیر» است؛ زیرا وی مینویسد: «عبدالمومن بن صفی الدین بن عز الدین بن محیی الدین بن نعمت بن قابوس بن وشمگیر جرجانی»
این نام و سلسله اجداد، شاید از نسخه ی خطی کتاب برداشت شده است؛ زیرا مولف در پایان کتاب نام خود را به ترتیبی که در فوق نوشتیم، آورده است.
مطلب دیگر سال وفات و زمان حیات اوست. با توجه به اینکه هیچکدام از منابع، دربارهی او مطلبی ننوشتهاند، تعیین و تشخیص زمان حیاتش نیز با مشکل روبروست.
بنابرگزارش محتوای نسخه ی خطی کتاب، احتمال داده شده است، مقارن دوره ی «صفویه» تألیف شده باشد.
گفته میشود: این کتاب را نخست «رابینو» بر اساس سه نسخهی خطی کتابخانه ی «بادلین» و «کمبریج» در سال ١٩٤٣ میلادی ترجمه و چاپ کرد. سپس «فارمر» به پیشنهاد «رابینو» تصمیم به چاپ آن گرفت. لیکن با درگذشت آنان، هم چنان ناتمام باقی ماند.
خوش بختانه نسخهی دستنویس آنان را کتابخانهی مجلس سنای (سابق) «ایران» خریداری کرد و به وسیلهی بنیاد فرهنگ (سابق) به سال ١٣٤٦ شمسی چاپ و منتشر شد.
در یادداشت آغازین این چاپ، به حق در هویت مؤلف «بهجت الروح» و تاریخ تألیفش تردید شده است؛ زیرا مؤلف خود را «عبدالمومن بن صفی الدین ابن عز الدین بن محی الدین بن نعمت بن قابوس بن وشمگیر جرجانی» مینامد، یعنی خلف پنجم قابوس فرمانروای «گرگان» از «آلزیار».
از سوی دیگر از «سلطان محمود غزنوی» با جمله ی دعائیهی «طول الله عمره» (صحیح: اطال الله عمره یا طول الله بعمره) که نشانهی در قید حیات بودن اوست یاد میکند. طبیعی است که چنین تقارنی از لحاظ تاریخی نمیتواند تحقق پیدا کند.
بدین جهت «فارمر» هم «بهجت الروح» را از آثار آغاز سده ی هفدهم میلادی (یازدهم هجری) یا دوران «صفویه» دانسته است.
اما قراینی که متاخر بودن تاریخ تألیف بهجت الروح را تایید میکند، نقل «عمل گیسو» (نوعی تصنیف) و «صحتنامه» از «عبدالقادر مراغی» (درگذشته به سال ٨٣٨ هجری) است. این نقل قول حکایت از تاخیر کتاب از زمان عبدالقادر مراغی دارد. هم چنین سبک انشای کتاب با سبک قرن ششم تطابق ندارد.
در هر حال، همانطور که «فارمر» متذکر شده است «چنانچه متعلق به عصر نزدیکتری هم باشد اهمیت بیشتری خواهد داشت زیرا از آن اعصار هیچ گونه رسالهای به فارسی در موسیقی در دست نیست.»