اثرآفرینان استرآباد و جرجان (استان گلستان) - مقدم، محمدباقر - الصفحة ٥٠٨ - «سید محمد بن حسن استرآبادی»
محمد بن حسن جرجانی مدت زمان طولانی به تدریس اشتغال داشت و شاگردان زیادی در محضرش فقه «شافعی» را آموختند.
آثار:
شرح التلخیص
«التلخیص فی فروع فقه الشافعی» از آثار «ابوالعباس احمد بن قاص» متوفای ٣٣٥ه-.ق. است. محمد بن حسن جرجانی آن را شرح کرده است.
نسخه های خطی:
هیچ نسخه ی خطی به دست نیامد.
نسخه های چاپی:
چاپ نشده است.
منابع:
الانساب سمعانی ٢/٣٢٣؛ تاریخ الاسلام (حوادث سنه ٣٨١-٤٠٠) ١٢٥؛ تاریخ جرجان سهمی ٤٣٧، ٤٥١؛ سیر اعلام النبلاء ١٦/٥٦٣؛ شذرات الذهب ٣/١٢٠ و ٤/٤٥٩؛ العبر فی خبر من غبر ٣/٣٣؛ طبقات الشافعیه ابن قاضی شهبه ١/١٦٣؛ طبقات الشافعیه ابن هدایه الله ١٠٤؛ طبقات الشافعیه الکبری سبکی ٣/١٣٦؛ طبقات الفقهاء الشافعیه عبادی ١١١؛ طبقات المفسرین داوودی ٢/١٢١؛ کشف الظنون ١/٤٧٩؛ اللباب ١/٣٤٥، ٤٢٢؛ معجم المولفین ٣/٢١٢؛ الموسوعه المیسره فی تراجم ائمه التفسیر و الاقراء و النحو و اللغه ٣/٢٠٣٨؛ موسوعه طبقات الفقهاء ٤/٣٨٩؛ النجوم الزاهره ٤/١٧٥؛ وفیات الاعیان ٤/٢٠٣؛ وفیات الاعیان ٤/٢٠٣؛ هدیه العارفین ٢/٥٥.
«سید محمد بن حسن استرآبادی»
( رضی استرآبادی) / ٠٠٠-٦٨٦ه-.ق.
درباره ی ادیب فرزانه و دانشمند گران مایه «نجم الائمه رضی الدین محمد بن حسن استرآبادی»، آگاهی بسیار اندک در دست است.
همین قدر می دانیم که در «استرآباد» متولد شد. پس از تحصیل مقدمات و ادبیات فارسی و عربی، رهسپار حوزه ی علمیه ی «نجف اشرف» گردید.
در «نجف اشرف» از محضر درس استادان بزرگ بهره برد. آثار ارزشمندی را در «نجف اشرف» تالیف و تصنیف کرد. اما آیا پس از نیل به درجات عالی دانش، به وطن خویش بازگشت یا نه؟ اطلاعی نداریم. حتی سال مرگ وی اختلافی است. سال ٦٨٤ و ٦٨٦ه-.ق. را به عنوان تاریخ احتمالی وفات وی ذکر می کنند.
مرحوم «افندی» در «ریاض العلما» پس از توضیحاتی می فرماید: «من یک نسخه ی خطی عتیقه از شرح کافیه ی او را که به خط خودش در آن نوشته بود که به سال ٦٨٨ه-.ق. آن را تمام کردم.»
اگر این گزارش صحت داشته باشد، باید گفت که وی پس از سال ٦٨٨ه-.ق. درگذشته است.
در هر صورت، رضی استرآبادی در میان دانشمندان «شیعه» و «سنی» از مقامی ارجمند برخوردار بود. برخی منابع، او را با القاب «فخر اعاجم» و «صدر اعاظم» ستوده اند.
منابع دیگر، رضی استرآبادی را متمایل به «مکتب بصری» در علم نحو دانسته اند. اما انصاف این است که رضی استرآبادی از تعصب به دور بود. هر جا رای کوفیان را درست تشخیص داده است، همان را تایید کرده است. گاهی نظر هردو مکتب را مردود اعلام کرده و نظر خود را با دلیل به اثبات رسانده است.