اثرآفرینان استرآباد و جرجان (استان گلستان) - مقدم، محمدباقر - الصفحة ٢١٣ - ظ
ظ
«ظفر بن مهدی علوی استرآبادی»
قرن ٥ ه-.ق.
محدث و فقیه شیعی، «ابوالفضل ظفر بن مهدی بن محمد بن جعفر بن محمداکبر بن جعفر الملک بن محمد بن عبدالله بن محمد بن عمر بن علی بن ابیطالب» علیه السلام، از سادات شریف «جرجان» و «استرآباد» است. او را «ظفر عمری» و «ابنداعی» نیز خواندهاند.
پدرش از محدثان و صاحب علم نسب بود. و در «قزوین» از شیوخ خود احادیث امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را نقل میکرد.
ظفر از پدر خویش حدیث روایت میکند. او نزد «ابوالفتح کراجکی»، «زید بن اسماعیل حسنی» و «قاضی ابواحمد ابراهیم بن مطرف بن حسن مطرفی» فقه و حدیث را آموخت.
سید ظفر به شغل تجارت نیز اشتغال داشت و صاحب ثروت زیادی بود. مدتی در «نیشابور» زیست. شاگردان زیادی نزد او درس خواندند و فقه و حدیث فراگرفتند. از آن جمله: «ابوالفتوح نصر بن حسین بن ابراهیم غضائری»، «ابوسعد مظفر بن عبدالرحیم بن علی حمدونی»، «ابوسعد عبدالکریم بن حسین دیباجی استرآبادی»، «علی بن قاسم بن رضا حسنی» و «ابونصر سعد بن محمد بن عبدالملک نعیمی» را میتوان نام برد.
راویانی چون «قاضی ابوالقاسم عبدالواحد بن محمد بن عبدالواحد مدنی» از او حدیث نقل کردهاند.
آثار:
امالی
این اثر را بزرگان علم رجال و حدیث به نام او ثبت کردهاند. لیکن تاکنون هیچ اثری از آن دیده نشده است.
نسخه های خطی:
تاکنون هیچ گزارشی از نسخه های خطی این اثر شناسایی نشده است.
نسخه های چاپی:
چاپ نشده است.
منابع:
اعلام المولفین الزیدیه ٥١٩؛ امل الآمل ٢/٢٤ ،١٤٠؛ الانساب سمعانی ٤/٢٤١؛ التدوین فی اخبار قزوین ٣/١٠؛ تنقیح المقال ٢/١١٢؛ الجواهر المضیئه ٥٠؛ ریاض العلماء ٣/٥٥؛ طبقات اعلام الشیعه (الثقات العیون) ٢/٩٩؛ فهرست منتجب الدین ١٠٤؛ المنتخب من السیاق ٤٢٤؛ موسوعه طبقات الفقهاء ٥-١٥٠-١٥١.
«میر ظهیر سماکی استرآبادی»
قرن ١١ه-.ق.
براساس گزارش نصرآبادی، «میر ظهیر استرآبادی»، از سادات «سماکی» و یکی از شعرای «استرآباد» است.
این شاعر که عاقبت خوشی نداشت، در جوانی به تحصیل اهتمام ورزید و مدتی در کسب کمال و ادب کوشید. اما ابتلای وی به اعتیاد به مواد مخدر، سبب شد که به تنگدستی و حقارت زندگانی کند.
او برای امرار معاش در قهوه خانه ها قصه خوانی و قصه گویی می کرد و از این راه لقمه نانی به دست می آورد.
مرحوم «آقابزرگ» در «الذریعه» دیوانی را به او نسبت داده است. اما در دیگر منابع هیچ گزارشی از این دیوان به دست نیامد.
البته اشعارش برجای است و در تذکره ها نقل شده است.