اثرآفرینان استرآباد و جرجان (استان گلستان) - مقدم، محمدباقر - الصفحة ٨٦ - «احمد بن سیف الدین استرآبادی»
دور از عقل و شرع است. ابویحیی پس از گرویدن به «تشیع» این فضایح را آشکار ساخته است.
نسخه های خطی:
هیچ نسخه ی خطی یافت نشد.
نسخه های چاپی:
چاپ نشده است.
١٣. المتعه و الرجعه و المسح علی الخفین و طلاق المتعه
مباحثی مانند متعه، رجعت، امکان مسح کردن برروی چکمه و کفش و طلاق متعه از مسائل اختلافی میان مذاهب مختلف اسلامی و فقهای آن هاست. وی در این اثر نظر خود را با استفاده از احادیث شیعی بیان کرده است.
نسخه های خطی:
هیچ نسخه ی خطی یافت نشد.
نسخه های چاپی:
چاپ نشده است.
١٤. محنه النائبه (النابته)
١٥. مفاخره البکریه و العمریه
١٦. مناظره الشیعی و المرجئی
در این اثر یک مناظره علمی میان پیروان «اهل بیت» عصمت و طهارت(ع) و پیروان «مرچئه» تنظیم و مسائل اختلافی فقهی و کلامی مورد بحث قرار گرفته و دلایل آنها بیان گشته است.
١٧. نکاح السکران
ازدواج در حال مستی نیز از مسائل اختلافی در فقه است. ابویحیی با استناد به دلایل قرآنی و روایی نظر خود را ارایه داده است.
منابع:
اعیان الشیعه ٢/٥٨٦-٥٨٧؛ التحریر الطاووسی ٤٧؛ تنقیح المقال ١/٦٠؛ جامع الرواه ٢/٤٢٤؛ الجامع فی الرجال ١/١١٤-١١٥؛ دایرهالمعارف تشیع ٥/٣٣٠-٣٣١؛ دایرهالمعارف الشیعیه ٢/٥٢٥-٥٢٦؛ الذریعه ٤/٣٦١ و ٧/٢٣٦ و ١٦/٧٢ و ١٩/٦٣؛ رجال ابنداوود ٢٧؛ رجال علامه حلی ١٧؛ رجال طوسی ٤٥٦؛ رجال کشی ٥٣٢-٥٣٣؛ رجال نجاشی ٤٥٤-٤٥٥؛ عالمان شیعه ١/٦٤-٦٧؛ فرزانگان مازندران ١/١٤٣-١٤٥؛ فهرست شیخ طوسی ٢٧-٢٨؛ قاموس الرجال ١/٤٦٤-٤٦٦؛ مجمع الرجال ١/١١٤؛ مستدرکات علم الرجال ١-٣١٠-٣١١؛ معالم العلماء ٢٢-٢٣؛ معجم رجال الحدیث ٢/١١١-١١٣؛ معجم التراث الکلامی ١/٢٥٢ و ٢/٣١٦-٣١٧ و ٣/٣٧٧ و ٥/٣٢-٣٣؛ مفاخر اسلام ٢/٤٩-٥٨؛ منتهی المقال /٢٦٢-٢٦٣؛ موسوعه مؤلفی الامامیه ٣/٣٩٩-٤٠١؛ موسوعه طبقات الفقهاء ٣/٧٠؛ مناقب آلابیطالب (ع) ٣/٤٨٨؛ نقد الرجال ٩٢؛ الوجیزه ١٤٤؛ وسائل الشیعه ٢٠/١٢٧؛ هدایه المحدثین ٣٠٢.
«احمد بن سیف الدین استرآبادی»
١٢٠٨-١٢٩٣ه-.ق.
فقیه، ادیب، شاعر و دانشپژوه قرن سیزدهم «استرآباد»، «احمد بن سیف الدین استرآبادی»، به سال ١٢٠٨ه-.ق. در روستای «نوکنده» از توابع «انزان» متولد شد.
او برادر کهتر ملا «محمدجعفر شریعتمدار استرآبادی» و حدود ده سال از آن کوچک تر بود.
ملا احمد پس از فراگیری مقدمات، عازم حوزهی علمیهی «بابل» گردید و سطوح را در آنجا خواند. آنگاه که برادرش علامه «شیخ محمدجعفر استرآبادی» معروف به «شریعتمدار»، به سال ١٢٣٠ه-.ق. به «استرآباد» و «مازندران» بازگشت، پای درس او حاضر شد و از خرمن دانش برادرش خوشه ها برچید.