اثرآفرینان استرآباد و جرجان (استان گلستان) - مقدم، محمدباقر - الصفحة ٢٧ - «ابوالحسن گرگانی»
نسخه های خطی:
هیچ نسخه ی خطی از این اثر گزارش نشده است.
نسخه های چاپی:
چاپ نشده است.
منابع:
تاریخ ادبیات در ایران ٣/١٢٢٥-١٢٢٧؛ تذکره ی روز روشن ٤٧٣؛ زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی ١٢٧-١٢٨؛ دانشنامه ادب فارسی ٦/٥٣٩؛ دایرهالمعارف مصور پیمان ١٨٩؛ کشف الظنون ١/٩٣٢؛ نگاهی به روند نفوذ و گسترش زبان و ادب فارسی در ترکیه ٩١-٩٤.
«ابوالحسن گرگانی»
قرن ١٣ه-.ق.
«ابوالحسن گرگانی» یکی از علمای گمنام «استرآباد» و «گرگان» امروز است. متاسفانه هیچ کدام از منابع، دربارهی وی سخن نگفته و هیچ اطلاعی به دست نمیدهند. فقط یک نسخه از آثار او در «کتابخانه ی آیت الله العظمی گلپایگانی(ره)» موجود است که در ذیل شرح داده میشود.
آثار:
اصول الفقه (تعادل و تراجیح)
نسخه های خطی:
١ نسخه ی خطی در «کتابخانه ی آیت الله العظمی گلپایگانی (ره)» به شماره ١٢٣/٣٠ و در ٢٣٦ برگ موجود است.
نسخه های چاپی:
چاپ نشده است.
منابع:
فهرست نسخه های خطی کتابخانه ی عمومی حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی١/٨٨.
«سید امیر ابوالحسن استرآبادی مشهدی»
قرن ١٢ه-.ق.
«سید ابوالحسن حسینی استرآبادی» از شاگردان مبرز علامه «محمدباقر مجلسی» است. سید در قرن یازده و دوازده میزیست. از شرح زندگانی و تحصیلات وی مطلبی در دست نیست. اما از اجازهای که «علامه مجلسی» به او داده است، به جایگاه شایستهی علمی و معنوی وی میتوان پیبرد.
«علامه مجلسی» در اجازهی خود به سال ١٠٥٨ه-.ق. او را چنین توصیف کرده است:
«السید الاید الفاضل الکامل الحسیب النجیب اللبیب الادیب الاریب الفطن الذکی المتوقد الالمعی الآمیر ابوالحسن الاسترآبادی المشهدی...»
از ادامهی بیان «علامه مجلسی» ظاهر میشود که وی در مشهد متولد شده و هم در آنجا زندگی کرده است. اما «آقابزرگ»، نسب او را «حسینی»، زادگاه و اصالتش را «استرآبادی»، مسکن و آرامگاهش را «مشهدی» دانسته است.
آنچه از مجموع نوشته ها قابل برداشت است، اینکه میرابوالحسن در «استرآباد» به دنیا آمد و بخشی از تحصیلاتش را در زادگاهش به پایان برد. سپس برای تکمیل تحصیلات خود، به حوزه ی پربار «اصفهان» روی آورد و سطوح عالی را نزد استادان «اصفهان» آموخت. آنگاه در درس دانشمند بزرگ جهان «تشیع» «علامه محمدباقر مجلسی» شرکت جست و در زمره ی شاگردان بنام وی قرار گرفت.
بنا به گفتهی مرحوم «آقابزرگ»، «علامه ی مجلسی» در ادامهی اجازهنامه، بخشی از تصانیف وی و سپس تصانیف پدرش را برشمرده است. اما خودش به چیزی از آن آثار اشاره نمیکند.