راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٣ - بيان اعمال باطنى حجّ
اعمال ناشى از غفلت آنها از اسرار عبادات است و در تفهيم اصل حجّ همين مقدار كه گفته شد كافى است.
٢- شوق به آن:
و اين تنها زمانى در دل برانگيخته مىشود كه حقيقتا درك و دانسته شود كه خانه كعبه خانه خداست و مانند بارگاه پادشاهان قرار داده شده است.
كسى كه قصد آن كند قصد خدا كرده و زائر اوست، و آن كه در دنيا قصد زيارت خانه او را كرده سزاوار است كه زيارتش ضايع نشود و در ميعادگاهى كه معيّن شده است مقصود او برآورده شود و مقصود او نظر كردن به وجه كريم خداوند و رسيدن به لقاى اوست.
بنابر اين شوق به لقاى خداوند ناگزير او را به اسباب اين لقا تشويق مىكند.
علاوه بر آن، كسى كه دوستدار چيزى است هر چه را كه به محبوبش منسوب است دوست مىدارد، و خانه كعبه منسوب به خداوند است و سزاوار است به صرف همين انتساب مشتاق آن بود، چه رسد به اين كه زيارت آن متضمن طلب ثوابهاى فراوانى است كه خداوند به زيارت كنندگان آن وعده داده است.
مىگويم: نبايد از واژه نظر به وجه خداوند سبحان كه در كتاب و سنّت و غير اين دو آمده تصوّر شود مراد نظر كردن با چشم سر به صورتى مانند صورتهاى ديگر است.
بىشكّ خداوند از اين مقوله برتر است، بلكه مقصود معناى ديگرى است كه آن را تنها راسخان در علم مىدانند.
غزّالى مىگويد:
٣- عزم بر آن:
حجّگزار بايد بداند كه با اين عزم قصد جدايى از اهل و وطن و هجرت از شهوات و لذّات و رو آوردن به زيارت خانه خدا را دارد لذا بايد قدر خانه و شأن پروردگار خانه را بزرگ بشمارد و بداند كه بر انجام دادن كارى بزرگ و امرى سترگ تصميم گرفته است و هر كس چيز بزرگى طلب كند خود را در خطر بزرگى مىافكند. بايد نيّت او دور از شائبه ريا و سمعه و خالص براى رضاى خداوند باشد و به يقين بداند كه تنها قصد و عمل خالص او قبول مىشود، و هيچ چيزى زشتتر از آن