راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٢٢ - بيان اختلاف اوراد بنابر اختلاف احوال
بدنى مقدّم است: يكى دانش و ديگرى مدارا و نيكى نسبت به مسلمانان، چه هر يك از اين دو در واقع عبادت است و بر ديگر عبادات رجحان دارد زيرا فوايد آن به ديگران مىرسد و منافع آن در ميان مردم انتشار مىيابد.
ششم: موحّدى است كه مستغرق جمال حقّ گشته و همه افكار و انديشههاى خود را يكى كرده و آن را متوجه او ساخته است جز خدا كسى را دوست نمىدارد، و از كسى جز خدا نمىترسد روزى خود را تنها از خدا انتظار دارد و به چيزى نمىنگرد جز اين كه خدا را در آن مىبيند. كسى كه به اين مرتبه برسد او را به انواع اوراد و توزيع آن در اوقات مختلف نيازى نيست بلكه ورد او پس از اداى واجبات جز يك چيز نخواهد بود و آن حضور قلب با خدا در همه احوال است. به دل اينان هيچ چيزى خطور نمىكند. و به گوششان هيچ چيزى نمىرسد، و در برابر چشمانشان هيچ چيزى ظاهر نمىشود جز اين كه در آن براى آنها عبرت و فكرت و مزيد شوق و ارادت است. پس آنچه آنان را به حركت در مىآورد و سكون و آرامش مىبخشد خداوند است و بس. اينان در همه احوال شايستگى آن را دارند كه به اجر و ثواب نائل شوند، و نزد آنان عبادتى از عبادت ديگر جدا نيست. آنان كسانى هستند كه به حكم: لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ، فَفِرُّوا إِلَى الله«١٤٣» به سوى خدا گريختهاند، و قول خداوند متعال در آنها تحقّق يافته كه فرموده است: وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا الله«١٤٤»، و اشاره به همين است در آن جا كه فرموده است:
إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ«١٤٥». اين درجه بالاترين درجات صدّيقان است، و بدان نمىتوان رسيد جز پس از ترتيب اوراد و مداومت بر آنها در روزگارى دراز. اما مريد نبايد به سخنى كه در اين باره بشنود مغرور و فريفته شود و آن را براى خود ادّعا كند، و در اداى وظايف عبادت سستى ورزد، چه نشانه كسى كه به اين مرتبه رسيده باشد اين است
[١٤٣] ذاريات / ٤٩ و ٥٠: شايد متذکر شويد، پس به سوي خدا بگريزيد.
[١٤٤]- کهف / ١٦: و هنگامي که از آنها و از آنچه جز خدا ميپرستيدند کنارهگيري کرديد ...
[١٤٥]- صافّات / ٩٩: (و گفت) من به سوي پروردگارم ميروم او مرا هدايت خواهد کرد.