راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٩٩ - باب اول در انواع زكات و اسباب وجوب آنها
درهم زكات واجب نيست سپس در هر چهل درهم كه اضافه شود يك درهم زكات تعلّق مىگيرد. بنابر اين ميزان زكات در طلا و نقره يك چهلم است اين كه نصاب اوّل طلا هر چهل دينار يك دينار است درست نيست. دينار يك مثقال طلاست، و آن به اندازه يك درهم و سه هفتم درهم است. درهم شش دانق و دانق به اندازه هفت دانه جو متوسّط است. در دينار و درهم مغشوش مادام كه دانسته نشود خالص آنها به حدّ نصاب رسيده است زكات نيست و احوط آن است كه در بوته ريخته و آزمايش شوند. زكات مال التّجارة و زكات نماى اموال غير منقول از حيث مقدار و نصاب مانند زكات طلا و نقره است.
زكات هر پنج شتر يك گوسفند است و در كمتر از پنج شتر زكات نيست. پس از آن هر پنج شتر كه بر تعداد مذكور اضافه شود زكات آنها يك گوسفند مىباشد تا آنگاه كه تعداد شتران به بيست و شش برسد. در اين هنگام يك شتر كه وارد دوّمين سال شده باشد زكات آنهاست و هر گاه تعداد شتران به سى و شش برسد يك شتر كه داخل سوّمين سال خود شده باشد زكات تعلّق مىگيرد، و چون شمار شتران به چهل و شش برسد زكات آنها يك شتر است كه وارد سال چهارم شده باشد و چون به شصت و يك برسد زكات آنها يك شتر است كه وارد سال پنجم عمر خود شده باشد و چون به هفتاد و شش شتر برسد زكات آنها دو شتر است كه وارد سال سوّم شده باشند و چون تعداد شتران به نود و يك رسد زكات آنها دو شتر است كه داخل سال چهارم شده باشند و هنگامى كه شمار آنها به صد و بيست و يك شتر رسيد در هر پنجاه شتر يك شتر كه داخل سال چهارم خود شده و در هر چهل شتر يك شتر كه وارد سال سوّم شده باشد زكات آنهاست. اين احكام همه بر طبق صريح روايات مستفيض و مورد اتّفاق همه علماى ماست، بجز اين عقيل و ابن جنيد زيرا اين دو نصاب ششم را ساقط شمرده و براى موافقت با جمهور در بيست و پنج شتر تا شصت و سه شتر يك شتر را كه داخل سال دوّم شده باشد واجب دانستهاند ليكن اين قول نادرى است.