راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤٢ - باب سوم در باره گيرنده صدقه و اسباب استحقاق او و آداب گرفتن آن و بيان اسباب استحقاق
مىتوانم با آن غلامان و خويشاوندانم را به زيارت خانه خدا بفرستمي فرمود:
«آرى»«١٣». امّا تخصيص وجوه زكات براى جهاد چنان كه در النّهايه آمده نيكو نيست و دور از ظاهر الفاظ احاديث است. در اشتراط احتياج گيرنده زكات اختلاف است و اصحّ جواز صرف آن در اداى هر عمل قربتى است كه به جا آورنده عمل بدون آن قادر به انجام دادن آن كار نيست، هر چند او غنىّ و بىنياز باشد. امّا به رزمنده و جهادگر از وجوه زكات به اندازه كفايت و متناسب با حال او داده مىشود، اگر چه غنى و مالدار باشد و در اين قول هيچ اختلافى نيست.
دسته هشتم ابن سبيل:
ابن سبيل كسى است كه در غير معصيت سفر كرده و درمانده شده هر چند در شهر خودش غنىّ و دولتمند باشد و بايد به اندازهاى كه به مقصدش برسد از وجوه زكات به او داده شود، و اين كه استحقاق او مشروط به اين است كه قادر به وام گرفتن و يا فروش مالش نباشد دور از مدلول احاديث است.
مدّعى فقر و مسكنت قولش بدون بيّنه و سوگند پذيرفته مىشود، مادام كه دروغگويى او معلوم نشده باشد، و احوط اشتراط ظنّ غالب به راستگويى اوست. و چنانچه بعدا عدم استحقاق او معلوم شود، اگر در آغاز نسبت به او تفحّص شده در وجوهى كه به او داده شده اشكالى نيست و اگر تفحّص نشده است نمىتوان وجوه داده شده به او را از زكات به حساب آورد.
در ديگر اصناف مستحقّين زكات نيز بايد استحقاق آنها به ثبوت برسد، و اگر در غير اهداف و مقاصدى كه معيّن شده صرف گردد بايد برگردانيده شود.
اينها موارد صرف زكات مال و فطريّه است. شيخ مفيد گفته است: امّا فطريّه به مساكين اختصاص دارد و ظاهر اخبار مؤيّد قول اوست، و احوط همين است.
فصل: سهام خمس
امّا خمس به شش سهم تقسيم مىشود: سه سهم آن كه از آن خداوند و پيامبر (ص)
[١٣] الفقيه، صدوق، ص ١٥٧، شماره ٦٠.