راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٧٩ - كتاب ترتيب اوراد و چگونگى احياى شب
تكرار مىشود عبارت از كلماتى است كه در تكرار آنها فضيلتهايى وارد شده است. ما با ذكر آنها سخن را طولانى نمىكنيم. كمترين تعداد تكرار هر يك از كلمات سه يا هفت بار، و بيشترين تكرار هفتاد يا صد بار و حدّ وسط ده بار است، و شخص بايد به اندازه فراغت و وسعت وقت خود ذكر را تكرار كند و تكرار بيشتر ثوابش بيشتر است، و حدّ وسط كه به ميانهروى نزديكتر است ده بار تكرار است كه سزاوارتر است بر آن مداومت شود، و بهترين هر كار مداومترين آنهاست هر چند اندك باشد، و هر وظيفهاى كه بر بسيار آن نمىتوان مداومت كرد مواظبت بر كم آن افضل و تأثير آن بر دل از بسيار آن بيشتر است. كار اندك دايمى مانند قطرات آب است كه پياپى بر زمين بچكد كه بتدريج در آن حفرهاى پديد مىآورد هر چند بر سنگ چكيده باشد، و كار بسيار پراكنده و غير دايمى مانند آبى است كه يكباره ريخته شود و يا بطور متفرّق و در اوقات مختلف فرود آيد و در نتيجه اثرى محسوس بر آن مترتّب نمىشود.
غزّالى پس از بيان اين مطلب ده ذكر نقل كرده كه بيشتر آنها به اذكارى كه ما پس از تسبيح حضرت زهرا (ع) ذكر كرديم نزديك است. سپس گفته است: اين ده ذكر چنانچه هر كدام از آنها ده بار تكرار شود صد بار مىشود و اين افضل است از اين كه يك ذكر صد بار گفته شود، زيرا هر يك از اين اذكار فضيلتى جداگانه دارد. و دل با گفتن هر كدام، از نوعى تنبّه و تلذّذ برخوردار مىشود، چرا كه نفس از انتقال ذكرى به ذكر ديگر آسودگى و رفع خستگى پيدا مىكند. سپس غزّالى قرائت آياتى را بر اساس طريقه خود ذكر كرده كه قريب به آياتى است كه ما نقل كردهايم.
پس از آن مىگويد: امّا تفكّر بايد يكى از وظايف انسان باشد و تفصيل آنچه بايد در آن انديشيد و چگونگى تفكّر را در كتاب تفكّر از بخش منجيات بيان خواهيم كرد، ليكن قدر جامع آن به دو امر برگشت دارد:
١- در چيزى بينديشد كه در علم معامله او را سودمند باشد، بدين گونه كه خويشتن را نسبت به كوتاهيهايى كه در گذشته كرده مورد حسابرسى قرار دهد و وظايف روزى را