راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٩ - فضيلت صدقه
مردى است داراى همسر كه پيوسته زنش او را آزار مىدهد، و او مىگويد: پروردگارا مرا از اين رهايى ده. پروردگار در پاسخ او مىگويد: آيا من طلاق او را در دست تو قرار ندادهامي»«٣٢» امام صادق (ع) فرموده است: «در هنگام سؤال تا سه تن را اطعام كنيد و اگر بيشتر از آن را بخواهيد اطعام كنيد جز اين كه شما حقّ آن روز خود را ادا كردهايد.»«٣٣»
و نيز فرموده است: «هنگامى كه به سائل چيزى مىدهيد به آنها بگوييد كه دعا كنند، زيرا دعاى آنها در باره شما به اجابت مىرسد و در باره خودشان مستجاب نمىشود.»«٣٤»
امام صادق (ع) در باره مردى كه پولى به ديگرى داد تا آن را ميان مستحقّين تقسيم كند فرمود: براى قسمت كننده همان اجر است كه براى دهنده است بىآن كه از اجر دهنده چيزى كاسته شود و اگر احسان بر هفتاد دست جريان يابد همگى آنان از اجر بهرهمند مىشوند بىآن كه از اجر صاحب آن چيزى كاسته شود.»«٣٥»
از امام صادق (ع) پرسش شد كدام صدقه افضل استي فرمود: «دادن تهيدست به اندازه توان خود آيا نشنيدهاى كه خداوند متعال فرموده است: وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ آيا در اين جا فضيلتى مىبينىي»[١]
٣٢ تا ٣٥ – الفقيه، ص ١٦٥، شماره ٩ تا ٢٥.
[٣٦]- حشر / ٩: اين حديث اشعار دارد به اين كه صدقه دهنده بايد چيزى براى رفع نيازمنديهاى خود باقى بگذارد و اين معنا با قول آن حضرت كه فرموده است: «بهترين صدقه آن است كه از روى غنا و بىنيازى باشد» منافات ندارد، و بايد گفت هر كدام از اين دو نوعى فضيلت دارد، امّا صدقه انسان تهيدست از آن جهت خوب است كه در حالى كه به آن نيازمند است با نفس خويش مبارزه و آن را انفاق مىكند بر خلاف غنىّ كه او توانگر و مالدار است و به آنچه مىدهد اعتنايى ندارد. امّا صدقه غنىّ فضيلتش براى اين است كه انسان با دادن آن مضطر و بيچاره نشده و تهيدست نمىشود، و در واقع مشتى از خروار مىبخشد. در حالى كه فقير اگر آنچه دارد صدقه دهد عاجز و درمانده مىگردد. سجستانى در سنن خود (ج ١، ص ٣٨٩) از جابر نقل كرده كه گفته است در خدمت پيامبر خدا (ص) بوديم كه ناگهان مردى وارد شد و با او چيزى شبيه تخم مرغ از طلا بود و عرض كرد: اى پيامبر خدا! من اين را از معدنى به دست آوردم، اين را بگير كه صدقه است و جز اين چيزى ندارم. پيامبر خدا (ص) از او رو گردانيد. وى از جانب سمت راست آن حضرت آمد و سخن خود را تكرار