راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤٥ - باب سوم در باره گيرنده صدقه و اسباب استحقاق او و آداب گرفتن آن و بيان اسباب استحقاق
آنها نخست خداوند و سپس قيامت باشد، و معناى قول خداوند متعال: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ«١٥» همين است. ليكن چون حكمت اقتضا كرد كه شهوتها و نيازها را بر بندگان چيره سازد، و اينها افكار و اهداف او را پراكنده مىگردانند، لذا به مقتضاى كرم خويش نعمتهايى افاضه فرمود تا نيازهاى بندگان را كفايت كند، و اموال را بسيار گردانيد و بر دست بندگانش جارى ساخت، تا وسيلهاى براى رفع نيازهاى آنها و موجبى براى فراغت خاطر جهت اداى طاعاتشان باشد. پس بعضى را از مال بسيار بهرهمند ساخت تا آنها را مورد آزمايش و ابتلا قرار دهد، و در ميان خطر وارد سازد، و برخى را كه مورد محبّت او بودند از دنيا پرهيز داد همان گونه كه پرستار مهربان بيمارش را از آنچه براى او زيان دارد پرهيز مىدهد از اين رو آنها را از زخارف و فضول دنيا بركنار داشت و روزى آنها را به اندازه نيازشان بر دست توانگران جارى ساخت تا مشغوليّت كسب و رنج گردآورى و نگهدارى اموال بر دوش توانگران و سود آنها نصيب مستمندان باشد، و اينان خود را وقف عبادت خدا كنند و خويشتن را براى پس از مرگ آماده سازند، و زخارف دنيا آنان را از اين مقصود منصرف نسازد، و فقر و بينوايى آنها را از آمادگى باز ندارد. و اين بالاترين نعمت است. پس بر نادارهاست كه قدر نادارى را بشناسند و به حقيقت بدانند كه لطف الهى در آنچه به وى نداده بيش از فضل اوست نسبت به آنچه به او عطا كرده است چنان كه بيان و تحقيق اين مطلب در كتاب فقر خواهد آمد. بنابراين گيرنده زكات آنچه را مىگيرد بايد آن را روزى خود و كمكى براى طاعت حق تعالى بشمارد، و نيّتش به دست آوردن نيرو براى عبادت خدا باشد و اگر بر اين كار توانايى نيابد آن را در امور مباح صرف كند، چه اگر آن را وسيله معصيت خداوند قرار دهد نعمت او را ناسپاسى كرده و مستحقّ خشم خداوند و دورى از رحمت او خواهد بود.
٢- دهنده زكات را شكر گويد،
و او را ستايش و برايش دعا كند، و اين به اندازهاى باشد كه او را از حدّ واسطه بيرون نبرد و منعم نپندارد، بلكه او را طريق وصول نعمت خدا
[١٥] ذاريات / ٥٦: من جنّ و انس را نيافريدم جز براي اينکه عبادتم کنند.