راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٤٠ - بيان اسبابى كه قيام شب را آسان مىكند
و نيز گفته است: اگر حق تعالى لذّتى را كه شبزندهداران از شب مىبرند عوض ثواب اعمال آنها قرار دهد اين عوض از اعمال آنها بيشتر خواهد بود.
يكى از دانشمندان گفته است: در دنيا وقتى نيست كه شبيه نعمتهاى بهشتيان باشد جز آنچه اهل طاعت در شب از مناجات با پروردگار در دل خود مىيابند.
دانشمند ديگرى گفته است: لذّت مناجات از دنيا نيست، از بهشت است كه خداوند آن را براى دوستانش قرار داده است، و ديگران از آن بىبهرهاند.
ابن منكدر گفته است: از لذّات دنيا جز سه چيز باقى نمانده است: نماز شب، ديدار برادران و نماز جماعت.
يكى از عرفا گفته است: خداوند در سحرها به دلهاى بيداران نظر و آنها را پرنور مىكند، و فوايدى به دلهاى آنان مىرسد و پيوسته كسب نور مىكنند، سپس از آنچه حاصل مىكنند از قلوب آنها در دلهاى غافلان پخش مىشود.
يكى از عالمان پيشين گفته است: خداوند سبحان به يكى از صدّيقان وحى فرمود كه مرا از ميان بندگانم بندگانى است كه مرا دوست مىدارند، من هم آنها را دوست مىدارم، مشتاق من هستند، من هم مشتاق آنانم، مرا ياد مىكنند. من هم آنها را ياد مىكنم، مرا در نظر دارند. من هم آنها را در نظر دارم، اگر راه آنها را دنبال كنى تو را دوست مىدارم، و اگر از آن منحرف شوى تو را دشمن خواهم داشت. عرض كرد: اى پروردگار من نشانه آنان چيستي فرمود: در روز سايهها را رعايت مىكنند همان گونه كه شبان گوسفندان را رعايت مىكند«٥٤»، و به غروب آفتاب چنان مشتاقند كه پرنده به آشيانه خود اشتياق دارد، هنگامى كه شب مىشود و تاريكى همه جا را فرا مىگيرد و هر دوستى با دوست خود خلوت مىكند آنان به پا مىخيزند، و پيشانى بر زمين مىنهند و با من راز و نياز مىگويند، و نعمتهاى مرا سپاسگزارى مىكنند. برخى از آنان فرياد مىزنند، برخى گريه مىكنند، بعضى آه مىكشند، و بعضى شكوه مىكنند. و آنچه را به خاطر من
[٥٤] يعني: براي گزاردن اوراد مراقب حرکات سايهها و گذشتن لحظات هستند.