راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٣٤ - بيان اسبابى كه قيام شب را آسان مىكند
گفته است: از آن حضرت در باره قول خداوند پرسيدم كه: كانُوا قَلِيلًا من اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ، فرمود: «كمى از شبها بود كه قيام شب از آنها فوت مىشد.»«٤٤»
در خبر صحيح از معاوية بن وهب از ابى عبد الله (ع) روايت شده كه گفته است به آن حضرت عرض كردم: مردى كه از دوستان تو و از شايستگان آنهاست از آنچه خواب بر سر او مىآورد به من شكايت كرده و گفته است: من تصميم مىگيرم نماز شب بخوانم ليكن خواب بر من غلبه مىكند تا صبح مىشود، و بسا يك يا دو ماه متوالى نمازم را قضا مىخوانم و بر زحمت آن شكيبايى مىورزم و گفته است: به خدا سوگند نماز نور چشم من است، راوى مىگويد: امام (ع) به او اجازه نداد كه نمازها را در آغاز شب بخواند، و فرمود: «قضاى آنها در روز افضل است». عرض كردم: در ميان زنان ما كنيزكان دوشيزهاند كه دوستدار خوبى و خوبانند و سعى دارند نماز شب به جا آورند ليكن خواب بر آنها غلبه مىكند، و بسا آنها را قضا مىكنند و بسا از قضاى آنها نيز ناتوانند ليكن مىتوانند اين نمازها را در آغاز شب به جا آورند. امام (ع) به اين زنان اجازه داد كه هر گاه ضعيفاند و قضاى آنها را هم نمىتوانند بگزارند اين نمازها را در آغاز شب بخوانند.»«٤٥»
بيان اسبابى كه قيام شب را آسان مىكند
بدان قيام شب بر مردم دشوار است جز بر كسى كه با رعايت شرايط ظاهرى و باطنى
[٤٤] الفقيه، ج ٣، ص ٤٤٦، شماره ١٨.
[٤٥]- همان ماخذ، ج ٣، ص ٤٤٧، شماره ٢٠، در اين روايت جزئي رخصتي وجود دارد، هرچند به طور صريح اجازه داده نشده، و آخر حديث اشاره دارد به اين که مقدّم داشتن نمازها براي کسي مجاز است که بداند نميتواند آنها را قضا کند، و جمع ميان اخبار مقتضي همين است. در مدارک ص ١٢٣ گفته است: عدم جواز مقدم داشتن آنها از نصف شب جز در سفر يا به سبب بيم از غلبه خواب است، و اين مذهب اکثر اصحاب ماست، و از زرارة بن اعين نقل کرده که مقدّم داشتن نمازهاي مذکور بر نيمه شب مطلقاً منع شده و بنا بر آنچه ذکر کرده ابن ادريس و علامه در کتاب مختلف خود همين راي را اختيار کردهاند ليکن مورد اعتماد قول اوّل است و بسا از برخي اخبار مطلقاً جواز مقدّم داشتن آنها بر نيمه شب معلوم ميشود، و طبق آنچه در مرآة العقول آمده است اصحاب ما تصريح کردهاند که قضاي نافله در روز افضل از مقدم داشتن آنها بر نيمه شب است.