راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٣ - فصل اشكال و پاسخ آن
كلماتى با من است كه آنها را يكى از مؤمنان گفته كه اينهاست فرشتگان گويند: خدا رحمت كند و بيامرزد كسى كه اين كلمات را گفته است. اين فرشته به هر آسمانى گذر كند همينها را به اهل آن مىگويد و آنها نيز مىگويند: خداوند رحمت كند و بيامرزد كسى كه اين كلمات را گفته است تا آنگاه كه به حاملان عرش الهى مىرسد. به آنها مىگويد: كلماتى با من است كه مردى از مؤمنان آنها را گفته و عبارتند از اينها. حاملان عرش مىگويند: خداوند رحمت كند و بيامرزد اين بنده را، آنها را ببر به سوى حافظان گنجهاى سخنان مؤمنان، زيرا اينها كلمات آن گنجهاست تا آنگاه كه در ديوان كنوز ثبت شوند.»«٧٣»
فصل: اشكال و پاسخ آن
غزّالى مىگويد: اگر گفته شود: چرا ذكر خداوند با همه سبكى و آسانى آن بر زبان و رنج اندك، بر بسيارى از عبادات با همه مشقّت زيادى كه در آنهاست ترجيح داده شده و افضل و سودمندتر بشمار آمده است. بايد دانست كه پاسخ اين سؤال جز در خور علم مكاشفه نيست. آنچه از آن در علم معامله مىتوان بيان كرد آن است كه ذكرى مؤثّر و سودمند است كه دائمى و با حضور قلب باشد و ذكرى كه با دلى غافل انجام شود سودش اندك است. احاديثى كه در دست است نيز بر همين مطلب دلالت دارد.
همچنين حضور قلب و ذكر در لحظهاى كوتاه و غفلت از خدا و اشتغال به دنيا در ديگر اوقات نيز داراى چندان سودى نيست، و حضور دل با خدا بطور دايم يا در بيشتر اوقات است كه مقدّم بر هر عبادت است، بلكه شرافت هر عبادت بدان است و ثمره عبادات بدنى است. امّا ذكر داراى آغاز و پايانى است. آغاز آن انس و دوستى ببار مىآورد و پايان آن بر انس و محبّت مىافزايد. و آنچه مطلوب ذكر است همين انس است، زيرا مريد در آغاز كار با تكلّف و زحمت، دل را از وسوسهها دور و به ذكر خدا مشغول
[٧٣] همان مأخذ، ج ٢، ص ٥٢٦.