راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٣ - باب دوّم در اداى زكات و شرايط و آداب ظاهرى و باطنى آن
پانصد سال پس از فقرا و مستمندان وارد بهشت مىشوند. از اين رو پيامبر (ص) فرموده است: «به پروردگار كعبه سوگند آنان زيانكارترند.» ابو ذرّ عرض كرد: آنها كيستندي
فرمود: «آنهايى كه اموالشان بيشتر است.»«٤١» آرى آنان چگونه فقير را حقير مىشمارند در حالى كه خداوند توانگران را در خدمت آنها قرار داده است، زيرا توانگر با كوشش مال به دست مىآورد، و با تلاش آن را زياد ميكند، و در نگهدارى آن مىكوشد و در همين حال ملزم است از آن مال فقير را به اندازهاى كه نياز دارد بدهد و از دادن زياده بر آن چنانچه به او زيان رساند خوددارى كند. بنابر اين توانگر براى تلاش در راه تأمين روزى فقير به كار گرفته شده است با اين تفاوت كه او مظلمهها و مشقّتها و پاسدارى اموال را تا زمانى كه بميرد بر گردن مىگيرد آنگاه دشمنانش از آن اموال برخوردار مىشوند. در اين صورت هر زمان كراهت و ناخشنودى دهنده زكات مرتفع گردد و از توفيقى كه خداوند در اداى اين واجب به او داده، و با دادن آن به فقير و گرفتن آن از سوى فقير ذمّه وى از اداى آن خلاصى يافته است نارضايى او به سرور و فرح تبديل شود طبعا آزار فقير و نكوهش او منتفى و ترشرويى او به خوشحالى و ستايش و قبول منّت تبديل مىشود. منشاء منّت و ايذاء همين است كه ذكر شد.
مىگويم: در كافى از امام صادق (ع) روايت شده است: «امير مؤمنان (ع) مىفرمود: كسى كه بداند آنچه كرده به خود كرده انتظار شكرگزارى از مردم را ندارد و خواهان آن نيست كه بيش از حدّ رفتارى كه خود با آنها داشته است آنان او را دوست بدارند، بنابر اين شكر آنچه براى خود كردهاى و با آن آبروى خويش را نگه داشتهاى از غير خود طلب كن و بدان كه كسى كه از تو طلب حاجت مىكند آبرويش را از آبروى تو گراميتر ندانسته است، پس آبرويت را گرامى بدار از اين كه (حاجت) او را ردّ كنى.»«٤٢»
[٤١] تمام حديث که در مشکاة المصابيح، ص ١٦٤، آمده چنين است: «ابي ذرّ گفته است: به خدمت پيامبر (ص) وارد شدم آن حضرت در سايه کعبه نشسته بود چون مرا ديد فرمود: به پروردگار کعبه سوگند آنها زيانکارترند، عرض کردم: پدر و مادرم فدايت آنها کيانندي فرمود: «آنها که اموالشان زيادتر است مگر کسي که چنين و چنان گويد. و چنين و چنان از پيش رو و از پشت سر و از راست و چپ انفاق کند و اينان اندکند». اين حديث پيش از اين از مصادر متعدّد ذکر شده است.
[٤٢]- همان مأخذ، ج ٤، ص ٢٨.