راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٧ - باب سوم در باره گيرنده صدقه و اسباب استحقاق او و آداب گرفتن آن و بيان اسباب استحقاق
بدحالتر است و سؤال مىكند.» در روايت حسن نظير اين حديث آمده و در آن افزوده شده است كه «بائس (بينوا) بدحالتر از آنهاست.»«٦» بنابر اين تفسير فقير و مسكين عكس آن چيزى است كه ذكر شده است.
دسته دوم مساكين:
مسكين كسى است كه درآمد او كافى براى هزينهاش نيست، در اين صورت گاهى ممكن است انسان مالك هزار درهم باشد امّا در اين حال مسكين به شمار آيد و گاهى جز تبر و طنابى نداشته باشد ولى غنىّ شمرده شود. مسكين اگر خانه كوچكى كه در آن سكنا كند. و لباسى متناسب با حال وى كه او را بپوشاند داشته باشد نام مسكين از او سلب نمىشود. همچنين داشتن اثاث منزل مورد احتياج در حدّ شؤون خود، و دارا بودن كتب فقه او را از تحت عنوان مسكنت بيرون نمىبرد و اگر جز همين كتابها چيز ديگرى نداشته باشد دادن صدقه فطريّه بر او واجب نيست.
مىگويم: آنچه از اخبار اهل بيت (ع) بر اين احكام دلالت دارد روايتى است به سند صحيح از معاوية بن وهب از امام صادق (ع) كه از آن حضرت در باره مردى پرسيده است كه سيصد يا چهارصد درهم دارد و داراى عائله است و كار مىكند، ليكن هزينهاش تأمين نمىشود. آيا به اين درهمها روى آورد و آنها را مصرف كند و زكات نگيرد و يا زكات بگيردي فرمود: «نه بلكه به درآمد كارش بنگرد و با آن معاش خود و كسانى را كه جزء عائلهاش هستند به قدر امكان تأمين كند و بقيه مخارج را از زكات بگيرد، و با آن درهمها همچنان كار كند و آنها را به مصرف نرساند.»«٧»
در حديث موثّق از امام صادق (ع) روايت است كه از آن حضرت پرسش شد آيا درست است به كسى كه داراى خانه و خدمتكار است زكات داده شودي فرمود: «آرى مگر آن كه خانهاش درآمد داشته باشد كه در آن صورت آنچه براى هزينه خود و خانوادهاش كفايت كند از آن جدا مىكند و اگر درآمد آن، هزينه خود و عائلهاش را از
[٦] تهذيب، جلد ١، ص ٣٧٨؛ کافي، جلد ٣، ص ٥٠١، شماره ١٦.
[٧]- کافي، جلد ٣، ص ٥٦١ شماره ٦ و ٥٦٠ و ٤ و ٥٦١ و ٧؛ تهذيب، جلد ١، ص ٣٦٢و ٣٧٩؛ المقنعه، ص ٤٣؛ الفقيه، ص ١٥٦، شماره ٥٤.