راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٩٥ - باب سوّم در بيان روزه مستحبّ
روز روزه مىگرفت و روز ديگر افطار مىكرد. پس از آن روزهاى دوشنبه و پنجشنبه را روزه مىگرفت. و سپس از آن نيز بازگشت و در ماه سه روز را روزه مىگرفت: پنجشنبه اول هر ماه، چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه و مىفرمود: اين به منزله روزه تمام عمر است. پدرم (ع) مىفرمود: هيچ فردى در نزد خداوند مبغوضتر از كسى نيست كه به او گفته شود: پيامبر خدا (ص) چنين و چنان مىكرده است و او بگويد: خداوند مرا عذاب نكند بر تلاشى كه در اداى نماز و روزه مىكنم، زيرا مانند اين است كه او تصوّر مىكند پيامبر خدا (ص) چيزى از فضيلتها را به سبب عجز از آن ترك كرده است.»«٥»
در روايت حمّاد بن عثمان از ابى عبد الله (ع) آمده كه فرموده است: «پيامبر خدا (ص) روزه مىگرفت تا آن حدّ كه گفتند افطار نمىكرد، و افطار مىكرد تا آن اندازه كه گفته شد روزه نمىگيرد. سپس همچون داود (ع) يك روز در ميان روزه مىگرفت، پس از آن در هر ماه سه روز روزه مىداشت و مىفرمود: اين برابر روزه تمام عمر است و وسوسه را از سينه مىزدايد: «حمّاد گفت: از آن حضرت پرسيدم اين سه روز كدام است فرمود: «نخستين پنجشنبه هر ماه، اوّلين چهارشنبه پس از دهم هر ماه و آخرين پنجشنبه هر ماه». عرض كردم: چگونه اين روزها براى روزه گرفتن قرار داده شدهاندي فرمود:
«زيرا هنگامى كه بر يكى از امّتهاى پيش از ما عذاب فرود مىآمد در يكى از اين روزها نازل مىشد، و پيامبر خدا (ص) اين روزها را روزه مىگرفت، چه اينها روزهاى هولناكى است.»«٦»
فضيل بن يسار از ابى عبد الله (ع) روايت كرده كه فرموده است: «هر گاه يكى از شما اين سه روز هر ماه را روزه بگيرد نبايد با كسى جدال كند، و يا مرتكب ستم و نادانى شود، و يا در سوگند به خدا شتاب ورزد و اگر كسى نسبت به او ستم و نادانى كند شكيبايى ورزد.»«٧»
[٥] همان مأخذ، ص ١٩٦، شماره ١؛ کافي، ج ٤، ص ٩٠ شماره ٣.
[٦]- الفقيه، ص ١٩٦، شماره ٣؛ کافي، ج ٤، ص ٨٩، شماره ١.
[٧]- کافي، ج ٤، ص ٨٨، شماره ٤؛ الفقيه، ص ١٧٠، شماره ٥.