راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠٢ - باب سوّم در بيان روزه مستحبّ
و نيز آن حضرت فرمود: «و امّا روزهاى كه انسان در آن مخيّر است روزه روز جمعه، پنجشنبه، دوشنبه، ايّام البيض، شش روز اوّل ماه شوّال پس از ماه رمضان، روز عرفه، روز عاشورا و در همه آنها انسان مخيّر است كه روزه بگيرد و يا افطار كند.»
مىگويم: مقصود اين است كه بر خلاف آنچه عامّه (اهل تسنّن) گمان كردهاند بر روزه ايّام مذكور نسبت به ديگر روزهاى سال مزيّتى مترتّب نيست.
و نيز فرموده است: «امّا در مورد روزه در حال سفر و مرض عامّه در آن اختلاف كردهاند. دستهاى گفتهاند: روزه بگيرد، و دستهاى گفتهاند: روزه نگيرد، گروهى گفتهاند:
اگر خواست روزه بگيرد و اگر خواست افطار كند، ليكن ما مىگوييم: در هر دو حالت افطار كند، و اگر در حال سفر يا مرض روزه بگيرد واجب است آنها را قضا كند، زيرا خداوند متعال فرموده است: فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ من أَيَّامٍ أُخَرَ.»
شيخ صدوق در علل الشّرايع«٣٤» گفته است: روزه ايّام البيض به سبب روزه پنجشنبه اوّل و آخر ماه و چهارشنبه بعد از دهم آن منسوخ شده است و شايد پارهاى از نصوص هم اشاره به آن دارد، و بعضى از علماى ما ايّام البيض را به همين ايّام تفسير كردهاند، ليكن رأى مشهور خلاف اين دو قول است.
امّا روزه شش روز اوّل ماه شوّال در برخى اخبار كه از طريق ما رسيده نيز تأييد شده است جز اين كه در خبر صحيح ديگر آمده است: «سه روز پس از روز اضحى و سه روز پس از عيد فطر روزه درست نيست چه آنها روزهاى خوردن و آشاميدن است»«٣٥» و اين خبر مورد اعتماد است.
و نيز در الفقيه آمده كه فضيل بن يسار از ابى عبد الله (ع) روايت كرده: «پيامبر خدا (ص) فرموده است: هر گاه كسى وارد شهرى شود بر همكيشان خود در آن شهر مهمان است تا آنگاه كه از نزد آنها كوچ كند، و سزاوار نيست مهمان جز به اجازه آنها روزه بگيرد. مبادا آنها غذايى درست كنند كه به سبب روزه گرفتن او فاسد شود و نيز
[٣٤] همان مأخذ، ص ١٣٣.
[٣٥]- تهذيب، ج ١، ص ٤٤٥؛ کافي، ج ٤، ص ١٤٨.