راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠٣ - باب سوّم در بيان روزه مستحبّ
نبايد آنها بىاجازه مهمان خود روزه بگيرند تا مبادا مهمان از آنها دچار شرم شود و چيزى را كه بدان ميل پيدا كرده به خاطر آنها ترك كند.»«٣٦»
نشيط بن صالح از هشام بن حكم از ابى عبد الله (ع) روايت كرده است: «پيامبر خدا (ص) فرموده است: از بينش و فهم مهمان اين است كه جز به اجازه ميزبانش روزه مستحبّى نگيرد و از اطاعت زن نسبت به شوهرش اين است كه بىاذن و دستور او روزه مستحبّ نگيرد و از مصالح برده و مراتب طاعت و اخلاص او نسبت به مولايش اين است كه بدون اجازه او روزه مستحب نگيرد و از خوشرفتارى فرزند نسبت به پدر و مادرش اين است كه بىاجازه و دستور آنها روزه مستحبّ نگيرد و گرنه مهمان نادان، و زن سركش، و برده فاسق و گنهكار و فرزند عاقّ پدر و مادر است.»«٣٧»
گفته است:«٣٨» اخبار و احاديثى از ائمّه (ع) وارد شده است مشعر بر اين كه جايز نيست انسان روزه مستحبّى بگيرد در حالى كه روزه واجب بر ذمّه او باشد. از جمله راويان اين اخبار حلبى و ابو الصبّاح كنانى است كه از ابى عبد الله (ع) نقل كردهاند.
گفته است:«٣٩» داوود رقّى از ابى عبد الله (ع) روايت كرده كه فرموده است:
«افطارت در منزل برادرت هفتاد برابر يا نود برابر افضل از روزه توست.»
جميل بن درّاج از آن حضرت روايت كرده كه فرموده است: «كسى كه در حال روزه بر برادرش وارد شود و نزد او افطار كند و به او نگويد كه روزه بوده است تا بر او منّت نهد خداوند متعال ثواب يك سال روزه برايش مىنويسد.»«٤٠» مصنّف اين كتاب گفته است: اين روايات همگى در مورد روزه سنّت و مستحبّ است.
مىگويم: منظور از روزه سنّت سه روز روزه در هر ماه است، و مراد از روزه تطوّع روزههاى مستحبّى غير از آن ايّام است.
غزّالى مىگويد: اكنون كه اوقات فضيلت روزه روشن شد، مقتضاى كمال آن است
[٣٦] همان مأخذ، ص ١٩١، شماره ١ و ٢ باب صوم الاذن.
[٣٧]- همان مأخذ، ص ١٩١، شماره ٢، باب صوم الاذن.
[٣٨]- الفقيه، ص ١٨٦، شماره ١.
[٣٩]و ٤٠- الفقيه، ص ١٧٠ شماره ١٥ تا ١٧.