راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٣ - بيان اعمال باطنى حجّ
جزئى از وجود تو را از آتش دوزخ آزاد مىگرداند به همين گونه وعده دادهاند و هر قدر قربانى بزرگتر و اجزاى آن كاملتر باشد رهايى اجزاى بدنت از آتش بيشتر و كاملتر خواهد بود.
٢٠- زيارت مدينه:
هنگامى كه چشمت به ديوارهاى مدينه افتاد به خاطر آور اين شهرى است كه خداوند آن را براى پيامبرش برگزيد و هجرتش را از مكّه به اين شهر قرار داد، و اين جايى است كه رسول اكرم (ص) احكام پروردگارش را در آن تشريع كرد و سنّتهاى خويش را برقرار فرمود، و در آن با دشمنان خدا به نبرد پرداخت و دين خدا را در آن آشكار ساخت تا آنگاه كه خداوند روح مقدّسش را قبض فرمود، و تربت او را در اين شهر قرار داد. سپس جاى قدمهاى پيامبر (ص) را كه در آن رفت و آمد مىكرده است در نفس خويش تصوّر كن زيرا بر هيچ جاى پايى از زمين مدينه گام نمىنهى مگر اين كه آن جاى پاى مقدس آن حضرت است. بنابر اين در زمين آن جا جز با آرامش و بيم قدم مگذار، و به ياد آور كه پيامبر (ص) در كوچههاى اين شهر رفت و آمد مىكرد و خشوع و وقار او را در راه رفتن به خاطر آور و آنچه را خداوند از كمال معرفت خود در دل وى به وديعت نهاده و آوازهاش را بلند گردانيده و نام او را قرين نام خويش كرده و اعمال كسى را كه هتك حرمت آن حضرت كند هر چند به بلند كردن صداى خود بر صداى او باشد بىثمر شمرده از نظر بگذران. سپس نعمتى را كه خداوند به كسانى ارزانى داشت كه به مصاحبت او مشرّف و به مشاهده و استماع گفتار او نايل شدند به يادآور، و از اين كه به همنشينى با او و اصحابش توفيق نيافتهاى بسيار اندوهگين باش و بينديش كه تو در دنيا از ديدن او محروم بوده و از ديدن او در آخرت در خطر شكّ و ترديدى و بسا كه او را در آن جهان نيز نبينى مگر با حسرت و اندوه از اين كه اعمال بد تو ميان قبول او و تو حايل شده باشد چنان كه فرموده است: «گروههايى نزد من آورده مىشوند كه مىگويند: يا محمّد يا محمّد من مىگويم: پروردگارا! اينها ياران منند پاسخ مىرسد: تو نمىدانى اينها پس از تو چه كردهاند، پس مىگويم: دورو هلاك باشند.»