راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٨ - فصل اشكال و پاسخ آن
بماند و پس از مرگ نيز مشتاق آن بوده و آرزومند بازگشت به دنيا باشد، و اين به سبب كمى بهره او از آخرت است. چه آدمى بر چيزى مىميرد كه بر آن زيسته و بر چيزى زنده مىشود كه بر آن مرده است. مصونترين حالات از اين خطر اين است كه عمر به شهادت در راه خدا ختم گردد، و اين هم در صورتى است كه شهيد قصد رسيدن به مال يا نام و آوازه و جز اينها را نداشته باشد. چنان كه اخبارى در اين مورد نيز وارد شده است. بلكه انگيزه او محبّت خداوند و اعلاى كلمه او باشد و همين حالت است كه حقّ تعالى از آن بدين گونه تعبير فرموده است: إِنَّ الله اشْتَرى من الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ.«٨٤» اين گونه اشخاصند كه دنيا را در برابر آخرت مىفروشند و حالت شهيد بر وفق معناى لا اله الّا الله است، زيرا او مقصودى جز خداوند ندارد. و هر مقصودى معبود، و هر معبودى اله است، و شهيد اين را به زبان حال مىگويد، چه او را جز خدا مقصدى نيست، و كسى كه اين را به زبان گويد و حال او آن را تأييد نكند كار او با خداست و از خطر ايمن نتواند بود. به همين سبب است كه: ذكر لا اله الا الله را بر ديگر اذكار برترى دادهاند. و اين ترجيح در بعضى موارد مطلق ذكر شده و در برخى جاها مقيّد به صدق و اخلاص است، چنان كه در روايات آمده است: «هر كس لا اله الا الله را از روى اخلاص بگويد وارد بهشت مىشود»«٨٥» و معناى اخلاص مطابقت حال با مقال است. از خداوند درخواست مىكنيم كه ما را سرانجام از اهل لا اله الا الله قرار دهد و حال و مقال و ظاهر و باطن ما را تا آن زمان كه از اين دنيا مىرويم يكسان و مطابق گرداند، بىآن كه به دنيا اعتنا كنيم بلكه از آن دلتنگ بوده و به ستوه آمده و به لقاى پروردگار مشتاق باشيم. كسى كه مشتاق لقاى پروردگار است خداوند نيز مشتاق ديدار اوست، و آن كه از ديدار خداوند كراهت دارد خداوند نيز ديدار او را ناخوش مىدارد. اينها اشاراتى در باره معانى ذكر بود و در بخش علم معامله بيش از اين در اين باره نمىتوان سخن گفت.
[٨٤] توبه / ١١٢: خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خريداري ميکند که (در برابرش) بهشت براي آنان باشد.
[٨٥]- بزّاز از ابي سعيد با سند صحيح نقل کرده، الجامع الصغير.