راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤١ - ٩- ترقّى
حالت است كه مگر خداوند بر بندهاش منّت نهد و چنين حالتى را در عقب هر آيه نصيب او گرداند امّا مجرّد جنبش زبان فايدهاش اندك است، بلكه كسى كه قرآن را به زبان مىخواند و در عمل دستورهاى آن را به كار نمىبندد سزاوار آن است كه مشمول قول خداوند متعال باشد كه فرموده است: وَ من أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى«٥٣» و نيز: كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى«٥٤» يعنى آيات مرا ترك كردى و در آنها نينديشيدى و از آنها باك نداشتى، چه كسى كه در كارى كوتاهى كند گويند فراموش كرده است. اداى حقّ تلاوت قرآن به اين است كه زبان و عقل و دل در خواندن شريك باشند، وظيفه زبان ادا كردن حروف است بطور صحيح با ترتيل، وظيفه عقل تفسير معانى و وظيفه دل پند گرفتن و اثر پذيرفتن از طريق اجراى اوامر و نواهى الهى است. بنابر اين زبان پند دهنده و عقل تفسير كننده و دل پندپذيرنده است.
٩- ترقّى
مقصود از آن اين است كه نفس به مرحلهاى برسد كه كلام خدا را از خدا بشنود نه از خودش، و قرائت را سه درجه است:
اوّل- كه پستترين درجه است اين كه انسان فرض كند قرآن را در پيش روى خداوند مىخواند و نزد او ايستاده است و خداوند به او نظر مىكند و از وى قرآن را مىشنود، در اين صورت حالت سؤال و تملّق و زارى و لابه خواهد داشت.
دوّم- اين كه با چشم دل چنان مشاهده كند كه گويا پروردگار با الطاف خود او را مخاطب قرار مىدهد و با كرم و احسان خود با او راز مىگويد. او در اين مقام حالت شرم و تعظيم و شنيدن و فهميدن را دارد.
سوّم- آن كه در كلام متكلّم را ببيند، و در كلمات صفات بارى تعالى را مشاهده
[٥٣] طه / ١٢٤: و هرکس از ياد من روي گرداند زندگي سختي خواهد داشت و روز قيامت او را نابينا محشور ميکنيم.
[٥٤]- طه / ١٢٦: براي اينکه آيات من به تو رسيد و آنها را فراموش کردي تو نيز امروز فراموش ميشود.