راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٠ - ٨- تأثّر
«٤٨». پيامبر خدا (ص) فرموده است: از همه مردم كسى قرآن را خوشآوازتر مىخواند كه چون به خواندن او گوش دهى دريابى كه او از خداوند مىترسد.»«٤٩» و نيز فرموده است: «شنيدن قرآن كسى كه از خدا مىترسد از صداى قرآن هر كس ديگر دلنشينتر است.»«٥٠»
بنابر اين مقصود از قرائت قرآن اين است كه حالات مذكور در دل پديد آيد و به دستورهاى آن عمل شود و گرنه جنباندن زبان براى اداى حروف آن كارى آسان است. از اين رو يكى از قاريان گفته است: قرآن را نزد شيخ خود خواندم و چون بازگشتم تا بار دوّم آن را بخوانم بر من بانگ زد و گفت: خواندن قرآن را نزد من براى خود كارى قرار دادهاى برو و آن را نزد خدا بخوان و بنگر كه چه چيزى را به تو امر و از چه چيزى تو را نهى مىكند و چه چيزى را به تو مىفهماند. صحابه در احوال و اعمال خويش براى همين مقصود مىكوشيدند. هنگامى كه پيامبر خدا (ص) به ديار آخرت شتافت شمار صحابه بيست هزار تن بود كه جز شش نفر آنها قرآن را در حفظ نداشتند، و در دو نفر از اين شش نفر نيز اختلاف است، بيشتر صحابه يك يا دو سوره را در حفظ داشتند و آن كه سوره بقره و انعام را در حافظه خود داشت از علماى آنها به شمار مىآمد، و چون يكى از آنها مىآمد تا قرآن بياموزد چون به آيه: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ، وَ من يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ«٥١» مىرسيد مىگفت: اين مرا بس است و به خانهاش باز مىگشت، و پيامبر (ص) مىفرمود: «آن مرد فقيه بازگشت،»«٥٢» و آنچه عزيز و گرامى است همين
[٤٨] انفال / ٣: آناني که هرگاه نام خدا برده شود دلهاشان ترسان ميشود، و هنگامي که آيات او بر آنها خوانده ميشود ايمانشان افزون ميگردد و تنها بر پروردگارشان توکّل دارند.
[٤٩]- سنن دارمي، ج ٢، ص ٤٧١، از مسعر از عبدالکريم با الفاظ ديگري.
[٥٠]- عراقي گفته است: ابو عبدالله حاکم آن را از کتاب فضائل القرآن ابوالقاسم غافقي روايت کرده است.
[٥١]- زلزال / ٧ و ٨: پس هرکس به اندازه سنگيني ذرّهاي کار خير انجام دهد آن را ميبيند، و هرکس به اندازه ذرّهاي کار بد کند آن را ميبيند.
[٥٢]- مستدرک حاکم، ج ٢، ص ٥٣٢، با اختلاف کمي در الفاظ.