راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨١ - كتاب ترتيب اوراد و چگونگى احياى شب
اخلاقى او را مكرّر شنيده بىآن كه جهات اين محاسن را دانسته باشد مقايسه شود و قطعى است كه محبّت او هرگز مانند محبّت كسى كه محبوب خود را ديده و صفات او را شناخته است نخواهد بود چه «شنيدن كى بود مانند ديدن.» عابدانى كه با زبان و دل بر ذكر خداوند مواظبت دارند آنچه را پيامبران (ع) از سوى خداوند آوردهاند با ايمان تقليدى تصديق مىكنند و از صفات بارى تعالى جز چيزهاى مجملى كه ديگران براى آنها تعريف و تصديق كردهاند چيزى در اعتقاد ندارند، و عارفان كسانى هستند كه جمال و جلال حقّ را با چشم بصيرت باطن كه قويتر از چشم ظاهر است مشاهده كردهاند، جز اين كه احدى نمىتواند بر كنه جلال و جمال او احاطه يابد، و اين در قدرت هيچ آفريدهاى نيست بلكه هر كسى به اندازهاى كه حجاب از پيش او برداشته مىشود جمال حقّ را مشاهده مىكند، و براى جمال حضرت ربوبى و حجابهاى آن نهايتى نيست. شمار حجابهايى كه سزاوار است حجب نور ناميده شود، و كسى كه به آن واصل شود گمان مىكند وصول او به مبدء كامل شده هفتاد حجاب است. پيامبر خدا (ص) فرموده است:
«همانا براى خداوند هفتاد حجاب از نور است اگر آنها را بردارد انوار جلال و عظمت الهى هر بينندهاى را مىسوزاند.»«٣٥» آن حجابها نيز داراى مراتبى است و اين انوار مانند تفاوت نور خورشيد و ماه و ستارگان متفاوتند، در آغاز كمترين آنها و سپس آنچه به آن نزديكتر است ظاهر مىشود. برخى از صوفيان آنچه را بر ابراهيم (ع) در طىّ درجات ترقّى او به عاليترين مرتبه توحيد آشكار شد بر همين امر تأويل كرده و گفتهاند: فلمّا جنّ عليه اللّيل يعنى هنگامى كه امر بر او تيره شد، رأى كوكبا يعنى، به يكى از حجابهاى نور رسيد، و خداوند از آن به كوكب (ستاره) تعبير كرده و منظورش اين اجسام نورانى نيست، زيرا براى هر نادانى روشن است كه اجسام لايق ربوبيّت نيستند و اين را در اوّلين نظر درك مىكنند. بنابر اين چيزى كه مايه گمراهى عوام نيست نمىتواند موجب گمراهى ابراهيم خليل (ع) باشد. اين كه حجابها انوار ناميده شدهاند مراد نور محسوس به
[٣٥] اين خبر در جلد اوّل، ص ٢٧١: نقل شده است.