راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٣٦ - بيان اسبابى كه قيام شب را آسان مىكند
يكى از دانشمندان گفته است: اى بينوا هنگامى كه روزهدارى بنگر نزد چه كسى و بر چه چيزى افطار مىكنى، چه بنده زمانى لقمهاى تناول مىكند و همان لقمه دل او را از حالتى كه بر آن بوده دگرگون مىكند، و ديگر به حالت نخست باز نمىگردد. گناهان همگى دل را سخت مىكنند و از قيام شب باز مىدارند بويژه خوردن لقمه حرام كه تاثيرش از هر چيز ديگر بيشتر است، همان گونه كه لقمه حلال در تصفيه دل و تحريك آن به سمت نيكى موثّرتر از هر عامل ديگر مىباشد، و اين امر را كه مورد تاييد شرع است كسانى كه پاس دل نگه مىدارند به تجربه مىدانند، از اين رو يكى از اينان گفته است: بسا خوردن يك لقمه كه مانع قيام شبى شده، و بسا يك نگاه كه انسان را از تلاوت سورهاى بازداشته است، و بسا بنده طعامى مىخورد و يك كارى مىكند و همان سبب مىشود كه يك سال از نماز شب محروم گردد، زيرا همان گونه كه نماز انسان را از فحشاء و منكر باز مىدارد، فحشاء و منكر نيز انسان را از نماز و كارهاى خير محروم مىسازند.
يكى از زندانبانهاى دينور گفته است: سى و چند سال زندانبان بودم. هر كسى را در شب دستگير مىكردند از او مىپرسيدم آيا نماز عشاء را به جماعت خوانده است يا نهي
او پاسخ مىداد: نه، و اين هشدارى است بر اين كه بركت جماعت مانع از ارتكاب فحشاء و منكر است.
شرايط باطنى نيز چهار چيز است: ١- سلامت دل از كينه مسلمانان و بدعتها و از فضول كارها و افكار دنيوى، چه كسى كه همه همّتش مصروف تدبير امور دنيا باشد قيام شب براى او آسان نيست، و اگر هم برخيزد و به نماز ايستد افكارش جز در پى امور دنيايش نبوده و جز به اوهام و وساوس خود نخواهد پرداخت، و در باره اينها گفتهاند:
و أنت إذا إستيقظت ايضا فنائم.«٤٧»
٢- خوف غالب، ملازم دل او بوده و آرزوهايش كوتاه باشد، زيرا هر گاه در
٤٧ – و تو اگر بيدار باشي همچنان خوابيدهاي.