راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٢ - باب دوّم در اداى زكات و شرايط و آداب ظاهرى و باطنى آن
چون اين معنا در باره مال دانسته شد بدان كه مردمان سه دستهاند: دستهاى توحيد را تصديق و به عهد خود وفا كردهاند و از همه اموال خود دست كشيده درهم و دينارى نيندوختند، و از اين كه در معرض وجوب زكات قرار گيرند امتناع كردند تا آن جا كه به يكى از آنان گفته شد: در دويست درهم چه مقدار از زكات واجب مىشودي پاسخ داد:
بر عوام به حكم شرع پنج درهم و امّا بر ما بذل همه آن واجب است.
مىگويم: بهتر از اين سخن گفتار مولاى ما امام صادق (ع) است در آن هنگام كه مردى از آن حضرت پرسيد در چقدر از مال زكات واجب مىشودي آن حضرت فرمود:
«مقصود تو زكات ظاهرى است يا باطنى»، عرض كرد: مقصودم همه آنهاست. فرمود:
«زكات ظاهرى در هر هزارى بيست و پنج است، امّا زكات باطنى اين است كه: چيزى را كه برادرت بدان محتاجتر است به خود اختصاص ندهى.»«١١» در كافى«١٢» از عبد الملك بن عمرو احول روايت شده كه گفته است: ابى عبد الله (ع) آيه: الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً«١٣» را تلاوت كرد سپس مشتى سنگريزه برداشت و مشت خود را بست و فرمود: «اين همان اقتار (سختگيرى در هزينه) است كه خداوند آن را در كتابش ذكر كرده است»، پس از آن، مشت ديگرى سنگريزه برداشت و مشت خود را باز نگه داشت و فرمود: «اين اسراف است» و سپس مشت ديگرى سنگريزه برداشت و قسمتى از مشت را باز و قسمتى از آن را بسته نگه داشت و فرمود:
«اين قوام است.»
غزّالى مىگويد:
دسته دوّم- درجه آنها پايينتر از دسته نخست است. اينان اموالشان را نگه مىدارند و مترصّد اوقات حاجت و موارد اعمال خير مىباشند. مقصود آنها از
[١١] کافي، ج ٣، ص ٥٠٠.
[١٢]- همان مأخذ، ج ٤، ص ٥٤، شماره ١.
[١٣]- فرقان / ٦٧: آنها کساني هستند که هرگاه انفاق کنند نه اسراف ميکنند و نه سختگيري بلکه در ميان اين دو حدّ اعتدالي دارند.