راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٣٥ - بيان اسبابى كه قيام شب را آسان مىكند
كه موجب آسان شدن اين امر مىشود موفّق به قيام گردد. امّا شرايط ظاهرى چهار است:
١- بسيار نخورد، چه خوردن زياد سبب نوشيدن آب زياد و غلبه خواب مىشود و در نتيجه برخاستن بر انسان گران مىآيد. يكى از مشايخ همه شب در كنار سفره مىايستاد و مىگفت: اى مريدان زياد نخوريد تا زياد بياشاميد و زياد بخوابيد و به هنگام مرگ دچار زيان بسيار شويد. اين اصلى مهمّ است كه بايد معده را از سنگينى طعام سبكبار نگه داشت.
٢- در روز خود را در كارهايى كه اعضا و جوارح را خسته و اعصاب را درمانده مىكند به رنج نيفكند، چه اين نيز سبب بروز خواب است.
٣- قيلوله را در روز ترك نكند، زيرا خواب چاشتگاهى وسيلهاى است كه از آن براى قيام شب كمك گيرد.
٤- در روز گناه مرتكب نشود، زيرا گناه دل را سخت مىكند و ميان او و اسباب رحمت حقّ حايل مىشود. مردى به حسن (بصرى) گفت: اى ابا سعيد! من شب را آسوده مىگذرانم و قيام شب را براى نماز دوست مىدارم و شبها اسباب وضو را آماده مىكنم، سبب چيست كه برنمىخيزمي پاسخ داد: گناهانت تو را در بند كرده است.
مىگويم اين از سخنان امير مومنان (ع) است. كافى از على بن نعمان و او از برخى رجال خود روايت كرده كه مردى نزد امير مومنان علىّ بن ابيطالب (ع) آمد و عرض كرد:
اى امير مومنان من از نماز شب محرومم. امير مومنان (ع) به او فرمود: «تو مردى هستى كه گناهانت تو را در بند كرده است.»«٤٦»
غزّالى مىگويد: اين بدان جهت است كه خير سبب خير و شرّ سبب شرّ مىشود، و اندك هر كدام از اين دو منجر به بسيار مىگردد. از اين رو ابو سليمان دارانى گفته است:
نماز جماعت از كسى فوت نمىشود جز به سبب گناهى كه كرده است: و مىگفت:
احتلام شب عقوبت و جنابت و دورى از خداوند است.
[٤٦] همان مأخذ، ج ٣، ص ٤٥٠، تهذيب، ج ١، ص ١٩٦.