راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٠ - باب دوّم در اداى زكات و شرايط و آداب ظاهرى و باطنى آن
پنج درهم زكات ندهد و اين كمترين چيزى است كه خداوند در اموال مسلمانان به نام زكات واجب كرده است بنابر اين به كسى كمتر از پنج درهم ندهيد بلكه بيشتر از آن بدهيد»«٤» و در اين معنا روايت ديگرى نيز در دست است. در فطريّه نيز روايت است:
«به كسى كمتر از فطريّه يك نفر ندهيد»«٥» و اين را مستحبّ شمردهاند، مگر آن كه عدّهاى گردهم آمده باشند و فطريّه به همه آنها كفايت نكند كه در اين صورت توزيع فطريّه را ميان آنها از باب تعميم نفع و جلوگيرى از اذيّت مؤمن سزاوارتر دانستهاند. در بعضى روايات صحيح يك درهم و سه درهم اجازه داده شده و اجماع اين است كه براى زيادتر حدّى نيست. در خبر صحيح آمده است: «از زكات آن قدر به او بده تا بىنيازش كنى.»«٦» در حديث موثّق است: «هر گاه به او عطا مىكنى پس او را بىنياز كن.»«٧»
از نظر ما (شيعه) واجب نيست مالى را كه به عنوان زكات مىدهد آن را بر اصناف هشتگانه مستحقّان آن تقسيم كند بلكه بر اساس اجماع ما و روايات صحيح مستفيض هر گاه زكات دهنده مال زكات را به يك نفر از اصناف مستحقّان تخصيص دهد جايز است و با آيه شريفه قرآن منافات ندارد«٨»، زيرا لام در آيه براى اختصاص است نه ملكيّت و شركت، و در خمس دو قول است و احوط توزيع مال خمس است ميان مستحقّان طبق نصىّ كه در اين مورد وجود دارد. شيخ مفيد رعايت تفاوت فقرا را از حيث فقه و ديانت آنان واجب شمرده و اخبار نيز مؤيّد نظر اوست، در خبر صحيح آمده است: «كسى را كه سئوال نمىكند بر كسى كه سئوال مىكند ترجيح
[٤] کافي، ج ٣، ص ٥٤٨؛ المقنعة، ص ٤٠؛ المحاسن، ص ٣١٩؛ تهذيب، ج ١، ص ٣٦٦.
[٥]- تهذيب، ج ١، ص ٣٧٣ محقق در معتبر ص ٢٩١ گفته است: روايت مرسل است و در آن حدّ نيست که حجّت باشد و سزاوارتر آن است که براي رهايي از اختلاف اصحاب، حمل بر استحباب شود؛ وو روايت اسحاق بن مبارک (تهذيب ج ١ ص ٣٧٣) دلالت بر جايز بودن شرکت دارد، گفته است: از ابا ابراهيم موسي بن جعفر (ع) از زکات فطر پرسيدم که آيا آن را به پول نقره تبديل کنم و به يک نفر يا دو نفر بدهمي فرمود: «توزيع آن نزد محبوبتر است»، آن حضرت استحباب توزيع آن را بدون تفصيل بيان فرموده است.
[٦]- کافي، ج ٣، ص ٥٤٨ شماره ٤ با اختلاف کمي در الفاظ
[٧]- کافي، ج ٣، ص ٥٤٨، شماره ٣ و ٤.
[٨]- توبه / ٦٠: زکات مخصوص فقرا، مساکين، مأموران جمعآوري آن، کساني که براي جلب محبّتشان اقدام ميشود، بردگان، بدهکاران، در راه تقويت آيين الهي و واماندگان در راه است اين يک فريضه (مهم) الهي است و خداوند دانا و حکيم است.