راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٥ - ٢- ديگر تعظيم متكلّم است
آنچه را اين حكيم ذكر كرده اندكى از بسيار و قطرهاى از درياى معانى كلام الهى است. و افزون بر اين مقدار در حوصله علم معامله نيست، از اين رو شايسته است بدان بسنده شود.
٢- ديگر تعظيم متكلّم است
بدين صورت كه بايد قارى قرآن در آغاز تلاوت، عظمت متكلّم را به ياد آورد، و بداند آنچه را مىخواند سخن بشر نيست، و تلاوت كلام خداوند در نهايت خطر و اهميّت است چه فرموده است: لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ،«١» و همان گونه كه ظاهر جلد مصحف و اوراق آن از ظاهر بدن لمس كننده مصون است، جز اين كه با طهارت باشد باطن معناى آن نيز به حكم حق تعالى از باطن قلب انسان محجوب است، مگر آن كه از همه پليديها منقطع و به انوار تعظيم و توقير حق تعالى منوّر شود و همان طورى كه هر دستى شايستگى ندارد جلد مصحف را لمس كند هر زبانى قابليّت ندارد حروف آن را تلاوت، و هر دلى را نرسد كه معانى آن را درك كند. به مناسبت همين تعظيم بوده كه عكرمه هنگامى كه قرآن را باز مىكرد بيهوش مىشد، و مىگفت: آن كلام پروردگار من است، آن كلام پروردگار من است. تعظيم كلام به سبب تعظيم متكلّم است و عظمت متكلّم زمانى احساس مىشود كه در صفات و افعال او تفكّر شود، و چون عرش و كرسى و آسمان و زمين و آنچه را در ميان آنهاست از جنّ و انس و ستوران و درختان را به ياد آورد و بداند كه آفريننده همه آنها و قادر بر آنها و روزى دهنده آنها يكى است. و همه در قبضه قدرت او، يا مشمول فضل و رحمت و يا مبغوض خشم و سطوت اويند، خواهد دانست كه اگر نعمت بخشد به فضل و كرم اوست و اگر عقوبت كند به مقتضاى عدالت و دادگرى اوست. او كسى است كه مىگويد: آنها در بهشت باشند مرا باكى نيست، و آنها در دوزخ باشند مرا باكى نيست، و اين منتهاى عظمت و غايت علوّ مرتبه است، پس تفكّر در امثال اين مسائل موجب بزرگداشت متكلّم و سپس تعظيم كلام است.
[١] واقعه / ٧٩: و نبايد جز پاکان آن را مسّ کنند.