راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨٠ - كتاب ترتيب اوراد و چگونگى احياى شب
كه در پيش رو دارد معيّن كند و در برابر حوادث و موانعى كه او را از امور خير باز مىدارد و به خود مشغول مىسازد تدبّر و چارهجويى كند، و تقصيرات خود را كه مايه آشفتگى فكر و خلل در اعمال او شده به ياد آورد تا آنها را اصلاح كند و نيّات حسنه را در رفتار خويش نسبت به خود و مسلمانان در دلش جايگزين سازد.
٢- در چيزى بينديشد كه در علم مكاشفه او را سودمند باشد، به اين كه گاهى در نعمتهاى خداوند و مواهب پى در پى ظاهرى و باطنى او بينديشد تا شناخت او نسبت به آنچه حقّ تعالى به وى ارزانى داشته است افزون و شكر او در برابر اين نعمتها زياد شود، و گاهى ديگر در عقوبتها و كيفرهاى الهى فكر كند تا معرفت او نسبت به قدرت و بىنيازى خداوند فزونى يابد و ترس و بيم او از آن زياد گردد. هر يك از اين امور را شاخهها و فروع بسيارى است. برخى از مردم براى تفكّر در اين مسائل امكانى وسيع دارند و بعضى فاقد آنند، و ما در كتاب تفكّر در اين باره بطور كامل سخن خواهيم گفت.
بارى هر زمان ميسّر شود بايد به تفكّر پرداخت، چه آن اشرف عبادات است. و حقيقت ذكر خداوند به علاوه دو امر ديگر در آن موجود است:
١- تفكّر مايه زياد شدن معرفت است، زيرا فكر كليد كشف و معرفت است.
٢- تفكّر باعث افزايش محبّت است، چه دل تنها دوستدار كسى مىشود كه معتقد به عظمت اوست، عظمت و جلال خداوند تنها از طريق شناخت صفات و قدرت و شگفتيهاى افعال او معلوم مىشود، بنابر اين از فكر، معرفت و از معرفت، تعظيم و از تعظيم محبّت به دست مىآيد.
از ذكر نيز انس به بار مىآيد كه اين خود نوعى از محبّت است، ليكن محبّتى كه سبب آن معرفت باشد قويتر و پايدارتر و بزرگتر است. مقايسه محبّت عارف با انس ذاكرى كه فاقد بينش كافى است مانند اين است كه عشق كسى نسبت به صاحب جمالى كه او را به چشم ديده و بر حسن اخلاق و اعمال و خصال پسنديده او به تجربه آگاه گشته با انس كسى كه اوصاف شخصى را كه به چشم نديده و تنها محاسن جسمانى و فضايل