راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٥ - فصل اشكال و پاسخ آن
هر چه غير خداست به هنگام مرگ از انسان جدا مىشود و در گور از عيال، مال، فرزند و شهر و ديار نشانى نيست و جز ياد خدا چيزى براى او باقى نخواهد ماند. اگر از پيش با آن مأنوس بوده از قطع موانعى كه او را از آن باز مىداشته خوشحال و بدان متنعّم خواهد بود.
زيرا ضرورتهاى زندگانى دنيا انسان را از ذكر خدا باز مىدارد، و پس از مرگ اين ضرورتها وجود ندارد، و در حقيقت ميان او و محبوبش خلوتى فراهم شده و سعادت او افزون گشته و از زندانى كه در آن از انس با محبوبش ممنوع بوده رهايى يافته است. از اين رو پيامبر (ص) فرموده است: «روح القدس در دل من دميد كه هر چه را دوست دارى دوست بدار، ليكن از آن جدا خواهى شد»«٧٥» و مقصود آن حضرت همه چيزهايى است كه به دنيا تعلّق دارد، زيرا اينها نسبت به هر كسى با مرگ از ميان مىروند. كُلُّ من عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ«٧٦» و دنيا نسبت به هر كسى با مرگ او فانى مىشود تا انسان در زمانى كه عمر او بسر مىرسد و مهلت او پايان مىيابد خود را در نفس خويش نيز فانى كرده باشد. بنده شايسته پس از مرگ به اين انس لذّت مىيابد تا آنگاه كه در جوار خداوند متعال فرود آيد و از مرتبه ذكر به درجه لقا و ديدار ترقّى يابد.
و اين پس از آن است كه آنچه در گورهاست برانگيخته شوند و آنچه در سينههاست ظهور يابند.
و نبايد لقاى خداوند و بقاى ذكر او را پس از مرگ انكار كرد و گفت: آدمى معدوم شده، چگونه ممكن است ذكر خداوند با او باقى بماندي چه عدم انسان بدان گونه نيست كه مانع ذكر باشد بلكه او از دنيا و عالم مشهود معدوم شده نه از عالم ملكوت، سخن پيامبر خدا (ص) به همين معنا اشاره دارد كه: «گور يا حفرهاى از حفرههاى آتش و يا باغى از باغهاى بهشت است.»«٧٧» و نيز فرموده است: «ارواح شهيدان در چينهدان مرغان
[٧٥] اين خبر پيش از اين ذکر شده است.
[٧٦]- رحمان / ٢٦و ٢٧: تمام کساني که روي آن هستند فاني ميشوند و تنها ذات ذوالجلال پروردگارت باقي ميماند.
[٧٧]- کافي کليني، ج ٣، ص ٢٤٢، ترمذي مانند آن را با تقديم و تأخير.