راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٢ - بيان اعمال باطنى حجّ
ساخت كه نفوس با آنها انس نداشته و عقول آنها را درك نمىكند، مانند انداختن سنگ به جمرات و آمد و رفت مكرّر ميان صفا و مروه با امتثال اين اوامر و اعمال است كه منتهاى رقيّت و كمال عبوديّت ظاهر مىشود چه زكات كمكى است به مسلمانان و دليل آن روشن و مفهوم است و عقل بدان راغب مىباشد. روزه نيز موجب شكستن شهواتى است كه خداوند آنها را دشمن مىدارد، و با دست بازداشتن از مشغوليّتها و سرگرميها باعث حصول فراغت براى عبادت است. ركوع و سجود در نماز نيز با افعالى كه شكل خاشعانه دارد تواضعى در برابر خداوند متعال مىباشد و نفوس بشرى نيز با تعظيم خداوند مأنوس است. امّا رفت و آمد ميان صفا و مروه و رمى جمرات و نظاير اين اعمال امورى است كه نه نفس از آنها لذّتى مىبرد و نه طبع با آنها انس دارد و نه عقل معانى آنها را درك مىكند و آنچه انسان را به انجام دادن اين اعمال وامىدارد تنها امر خداوند و صرفا قصد امتثال حكم اوست چه اجراى امر او واجب است، و در اين امر عقل از تصرّف و دخالت معزول و نفس و طبع از سابقه انس و انگيزه رغبيت تهى است، زيرا عقل هر چه را درك كند معنايش اين است كه طبع بدان گرايشى يافته و اين گرايش كمكى به او و انگيزهاى براى تحقّق دادن آن امر خواهد بود. از اين رو در اداى اعمال حجّ كمال رقيّت و نهايت عبوديّت ظاهر مىشود. به همين مناسبت پيامبر (ص) به خصوص در باره حجّ فرموده است: «لبّيك در حجّ براستى تعبّد و بندگى است»«٣٠» و اين را در نماز و غير آن نفرمود. چون حكمت بارى تعالى رستگارى خلق را به اعمالى منوط و مربوط ساخته كه بر خلاف جهت هوسهاى آنهاست و زمام اين اعمال را در دست شرع قرار داده، لذا مردم بايد در اين اعمال راه تسليم و انقياد را بپويند و به مقتضاى بندگى عمل كنند كه از ميان عبادات آنچه در تزكيه نفس و انصراف آن از خواستهاى طبع و اخلاق و وادار كردن آن به رقيّت و عبوديّت حق تعالى مؤثّرتر است، فهم معانى آن دشوارتر مىباشد. اينك هر گاه اين مطلب را دريافته باشى خواهى دانست كه شگفتى مردم از اين
[٣٠] بزاز مرفوعاً و موقوفاً آن را روايت کرده است؛ مجمع الزوائد، ج ٣، ص ٢٣٣؛ عراقي گفته است: دارقطني آن را در علل از حديث انس نقل کرده است.