روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٥ - ترجمه
وى را [١]و برادر او را در نهروان كشته بود-و قصّۀ آن معروف است [٢]در كتب ما و مخالفان مشروح كه:اين ملعون خطبه كرد و اين ملعونه را خواست.او گفت:
مهر من گران است.گفت:چند است؟گفت:سه هزار درم و غلامى و كنيزكى و كشتن على أبو طالب [٣]است.گفت:اينهمه آسان است،كشتن على دشوار [٤]است،اين چگونه تواند بود [٥]؟گفت:مقصود خود آن است،و اگر درم و غلام و كنيزك نباشد،هم روا باشد آنجا [٦]كه اين مقصود حاصل بود.گفت:من خود به اين شهر به اين كار آمدهام و بر اين كار مراقبت و محافظت مىكرد تا شب نوزدهم ماه رمضان اميرالمؤمنين به مسجد جامع آمد به نماز بامداد [٧]،و او همهشب رصد كرده بود.چون او در نماز ايستاد [٨]و الحمد بخواند و از سورة الأنبياء يازده آيت،او [٩]تيغ بزد بر مقدّم سر او و جراحتى عظيم كرد.اميرالمؤمنين -عليه السّلام-نماز سبك بكرد و سلام بازداد و گفت:
فزت و ربّ [١٠]الكعبة ،به خداى كعبه كه ظفر يافتم،و شاعر در اين معنى گويد: [١١]
فلم أر مهرا ساقه [١٢]ذو سماحة
كمهر قطام من فصيح و أعجم
ثلاثة آلاف و عبد و قينة
و قتل علىّ بالحسام المصمّم
فلا مهر أغلى من علىّ و إن غلا
و لا فتك إلاّ دون فتك بن ملجم
قوله: وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ: ،عامل در نصب او هم فعلى مقدّر است،و آن محتمل است دو وجه را:يكى آنكه عطف باشد على ما مضى من قوله: لَقَدْ أَرْسَلْنٰا [١٣]،يعني و ارسلنا أيضا لوطا،و وجه دوم:و اذكر لوطا اذ قال لقومه،و
[١] .مج،وز:او را.
[٢] .مج،وز+و.
[٣] .مج،وز،مل،لت،آن:علىّ بن ابى طالب.
[٤] .مج،وز،مل:دشوار.
[٥] .مج،وز:تواند بودن.
[٦] .مج،وز،مل:روا باشد ايدى.
[٧] .مج،وز،به نماز آمد بامداد.
[٨] .بم،آن:استاد.
[٩] .آج،لب:اين.
[١٠] .آج،لب:بربّ.
[١١] .مج،مل+شعر.
[١٢] .اساس،مج،وز:شاقة.
[١٣] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٥٩.