روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٨ - ترجمه
جانب،شيطان تو را بيند و تو او را نبينى [١]،و شيطان تو را فراموش نكند و تو او را فراموش كردهاى [٢]،و او را از تو بر تو بار [٣]است و تو را بر او هيچ بار نيست،و رسول-عليه السّلام-گفت:شيطان از بنى آدم چنان رود كه خون در تن،دل تو مسكن اوست و عروق تو رهگذار [٤]او [٥]،پس با او مقاومت نتوان كرد [٦]الّا بعون اللّه،و شاعر گويد در اين معنى:
و لا اراه حيث ما يراني
و عند ما انساه لا ينساني
فسيّدي ان لم يغث [٧]سباني
كما سبى آدم من جنان
ذو النّون مصرى گفت:اگر[او] [٨]تو را بيند [٩]ازآنجا كه تو او را نبينى، خداى او را بيند و او خداى را نبيند،از او به خداى استعانت كن كه كيد او ضعيف باشد.امّا علّت آنكه ما ايشان را نبينيم آن است كه:ما را شعاع اندك است،و ايشان را جسم [١٠]شفّاف است،پس هر دو منع است از ديدن.اگر خداى تعالى شعاع زيادت كند،ممكن باشد ايشان را ديدن،چنان كه فرشتگان را عند حضور الموت و يا اجسام ايشان كثيف كند.
ابو الهذيل و أبو بكر بن الأخشاد گفتند:روا باشد كه خداى تعالى ايشان را ممكّن بكند تا خويشتن را كثيف بكنند در بعضى احوال تا ما ايشان را ببينيم،و شيخ ابو جعفر الطّوسيّ اين قول اختيار كرد.
إِنّٰا جَعَلْنَا الشَّيٰاطِينَ ،ما كرديم ديوان را دوستان آنان كه ايمان ندارند،يعنى كافران.و معنى«جعلنا»اين جا حكم و تسميه باشد چنان كه گفت:
[١] .اساس،مج،وز:نهبينى/نبينى.
[٢] .مل:فراموش كنى.
[٣] .اساس:يار،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٤] .مج،وز،مل:رهگذر.
[٥] .اساس:تو،با توجه به مج،وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .مج،وز:كردن.
[٧] .مج،وز:تغث.
[٨] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٩] .مج:نه بيند/نبيند.
[١٠] .مج،وز،مل:چشم.