روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٦ - ترجمه
تحريم،تا اباحت معلوم شدن،و بعضى گفتند:بر توقّف است ميان حظر [١]و اباحت.
آنگه آنان كه حظر [٢]گفتند،خلاف كردند،بعضى گفتند:آن مقدار كه قوام تن و بقاى حيات به آن باشد حلال [٣]است،و آنچه برون [٤]آن است حرام است.و بعضى از ايشان اين فرق نكردند و همه حرام گفتند،و خلاف نيست در ميان آنان كه به حظر گفتند و ميان آ[نا]ن [٥]كه بر توقّف گفتند،در آنكه واجب است امساك كردن از آن،الّا آن است كه در تعليل [٦]خلاف كردند.آنان كه حظر گفتند،گفتند:امساك واجب است از آن براى آنكه اگر اقدام[١١٧-پ]كند بر او اقدام بر قبيحى كرده باشد مقطوع على قبحه،و آنان كه بر توقّف گفتند،گفتند:
امساك ازآنجا واجب است كه آنكس كه اقدام كند بر او ايمن نباشد كه اقدام كرده باشد [٧]بر قبيحى،و مذهب سيّد [٨]-رحمه اللّه-آن است كه:بر اباحت گويد، و مذ[هب] [٩]شيخ [١٠]بر حظر،و دليل بر صحّت آنكه بر اباحت است آن است كه:
ما بهضرورت دانيم كه هرچه در او منفعتى باشد و در او هيچ مضرّت نباشد نه عاجل نه آجل نه معلوم نه مظنون،صفت مباح دارد و اقدام كردن بر او نيكو بود، همچنان كه بهضرورت دانيم كه هر چيزى كه در او ضررى بود خالص از همۀ منافع عاجل و آجل معلوم و مظنون قبيح باشد و اقدام كردن بر او محظور بود [و] [١١]علم به حسن و قبح اين[هر دو] [١٢]،جارى مجراى علم به حسن و قبح احسان و ظلم است [١٣]،دليلى ديگر بر اين آن است كه ما بهضرورت دانيم كه حسن [١٤]التنفّس فى الهواء،و لا بد حسن آن را علّتى بايد و نشايد كه علّت حاجت به آن
[٢] [١] .مج،وز،آف،لت:خطر.
[٣] .مج،وز،لت:مباح.
[٤] .مج،وز،آج،لب،لت،آن:بيرون.
[١٢] [١١] [٩] [٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٦] .آج،لب،آف،بم:تقليل.
[٧] .مج،وز،آج،لب:بود.
[٨] .مل:سيّد علم الهدى ذو المجدين قدّس اللّه روحه.
[١٠] .مل:شيخ عماد الدّين ابو جعفر طوسى.
[١٣] .آف+و.
[١٤] .اساس:لا حسن،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.