روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٤ - ترجمه
«اغوا»چند قول گفتند،جبّائي و بلخيّ گفتند:معنى او در آيت تخييب است و نوميد كردن،چنان كه شاعر گفت [١]:
فمن يلق خيرا يحمد النّاس أمره
و من يغو لا يعدم على الغىّ لائما
اى من كان غنيّا يحمد النّاس امره و من كان خائبا من المال لا يزال يجد لائما يلومه [٢]على فقره.عبد اللّه عبّاس و ابن زيد گفتند معنى آن است كه:چنان كه حكم كردى به ضلال و غوايت من،و سيم [٣]بعضى دگر گفتند:مراد به«اغوا» اهلاك است من قوله: فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا [٤]،أى هلاكا.و وجه بهترين آن است كه [٥]:
ابليس مع كفره قدرى بود،اين كه گفت بر مذهب جبر گفت و نسبت كرد اغوا و اضلال را با خداى تعالى چنان كه مجبّران كنند [٦]،و اين ظاهر آيت است و حمل كردن آيت را بر ظاهر و عذر ابليس ناكردن اولىتر باشد،چه اين كلام محكى است از او،و از او پيش از اين در وجود آمد تا اين قدر به او گمان نبردند كه در حقّ خداى روا دارد اطلاق اين كردن،اىعجب اگر آدمى نسبى آدم مذهب باش! چرا طريقت آدم رها كردهاى [٧]في الاعتراف بالذّنب في قوله: رَبَّنٰا ظَلَمْنٰا أَنْفُسَنٰا [٨]،و طريقت ابليس گرفته في قوله: رَبِّ بِمٰا أَغْوَيْتَنِي [٩]،دگر مجبّر چون انديشه كنى أسوأ حالا من ابليس است،براى آنكه ابليس تنها غوايت خود به خدا حوالت كرد و غوايت همۀ غاويان به خود حوالت كرد كه: لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ [١٠]،پس آنكه يك كفر با خداى حوالت كند،نه چنان باشد كه آنكس كه همۀ كفرها با خداى حوالت كند.و قوله: لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ ،آنكه گفت«با»قسم است،براى آن گفت كه«لام»به
[١] .مج،وز+شعر.
[٢] .مج،وز:يلزمه.
[٣] .مج،وز:سهام،لت:سئوم.
[٤] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٥٩.
[٥] .وز+چنان كه.
[٦] .اساس،مل،آف،آن:گفتند،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٧] .مل:چرا طريقت ابليس گرفتهاى.
[٨] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٢٣.
[١٠] [٩] .سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٣٩.