روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٩ - ترجمه
نشر كنند به آن ماند كه جامه يا نامه برافلاختند [١].و«نشر»پراكندن باشد و آشكارا كردن خبر و بر اولاختن [٢]جامه و نامه و زنده كردن مرده را و بريدن چوب به منشار.
و«نشر»در باب حيات هم لازم است و هم متعدّى به مصدر فرق پيدا شود.
مصدر لازم«نشور»باشد و مصدر متعدّى«نشر»و نشر كه بوى خوش باشد لانتشاره فى الآفاق باشد،فكانّه ينشر نفسه.
بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ ،از پيش رحمت او.خلافى نيست ميان مفسّران در آنكه مراد به رحمت اين جا باران است و از جملۀ اقسام رحمت در قرآن يكى باران است و در خبر است كه رسول-صلّى اللّه عليه و [٣]آله-چون بادى سخت برآمدى انديشه ناك شدى و خائف مىبودى و متوقّع،چون از پى آن باد باران آمدى ساكن شدى و گفتى:(جاءت الرحمة)،آمد رحمت،آنگه گفتى:از چنين بادها بترسى اين از اعلام قيامت و علامت عذاب باشد چون باران براثر او باشد رحمت باشد.و رحمت امان بود از عذاب و آن خبر كه روايت كردند كه در عهد بعضى از صحابه [٤]مردى را گرفته بودند تا بكشند.اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-برسيد.گفت:
اين مرد چه گناه كرده است؟گفتند:اين چند كلمه كفر گفته است [٥]و برآن اصرار مىكند و از آن توبه نمىكند.گفت:آن چيست؟گفتند:اين چند كلمه كفر گفته است [٦]و برآن اصرار مىكند و از آن توبه نمىكند.گفت:آن چيست؟گفت:مىگويد ناديده گواهى دهم [٧]و فتنه دوست دارم و از رحمت بگريزم.اميرالمؤمنين گفت [٨]:اگر گناه و كفر او اين است اينهمه ايمان و طاعت است و من نيز همچنان كنم كه او،و لكن شما نمىدانى [٩].گفتند:چگونه؟گفت:«آنچه گفت ناديده گواهى دهم [١٠]»بر
[١] .مج:بر أ فلا چند،وز:بر اقلا جند،آج:برافراختند،بم:برافلاختند.
[٢] .مج،وز،مل،آج:برافراختن،لت:برافلاختن.
[٣] .وز+على.
[٤] .مج،وز،مل،لت:بعضى صحابه،آج:يكى از صحابه.
[٦] [٥] .مج،وز،لت:گفت.
[٧] .مج،وز:مىدهم.
[٨] .مج:على گفت،آف:اميرالمؤمنين على عليه السّلام گفت.
[٩] .مج،وز،آج،آف،مل،آن:نمىدانيد.
[١٠] .اين عبارت در اساس مغشوش است و به صورت«ناديده گواهى دهد»آمده است،متن با توجه به مج تصحيح شد.