روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٦ - ترجمه
و [١]قوله: وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاٰئِفَ الْأَرْضِ ،حقتعالى به اين آيت منّت نهاد بر اهل زمين،گفت:او آن خداى است كه شما را به خليفه كرد در زمين،يعنى اهل هر عصرى خليفه و قائممقام اهل آن عصر باشند كه پيش ايشان باشند و گذشته باشند [٢]،و براى آن[ايشان را] [٣]خليفۀ ايشان خواند [٤]كه خلف [٥]ايشان باشند، يعنى از پس ايشان آيند،يقال:خلفه [٦]يخلفه اذا صار خليفة له،قال اللّه تعالى و حكاية عن موسى-عليه السّلام: هٰارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي [٧]،قال الشّمّاخ:
يصيبهم و يخطينى المنايا
و أخلف في ربوع عن ربوع
و واحد خلايف خليفه[باشد] [٨]،كصحيفه و صحايف و ظعينه و ظعاين و وصيفه و وصايف،اين قول حسن بصرى و سدّى است،و بعضى دگر گفتند:
[شما را به خليفه جانّ كرد كه از پيش آدم بودند،چنان كه در حقّ آدم-عليه السّلام- گفت: إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً [٩].بعضى دگر گفتند] [١٠]:خطاب با امّت رسول ماست-عليه السّلام-كه ايشان را خليفه ساير امم كرد و شرع همۀ پيغامبران به شرع او منسوخ كرد تا پيغامبرشان خليفه بود از همۀ پيغامبران،يعنى آخرين انبيا بود.و وصى و خليفۀ او خاتم الاوصياء بود و ائمّه [١١]فرزندان او خلفا عن سلف آخر خلفا بودند تا چنان كه بدايت ملك زمين به خلافت كرد،ختم هم به خلافت باشد.بدايت به خلافت آدم كه: إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً [١٢]،و ختم به خلافت آخر الخلفاء صاحب الزّمان كه: لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ [١٣]و الامور بخواتيمها،و قوام كار در عواقب و خواتم باشد،لا جرم رسول اللّه-عليه السّلام-گفت:
المنكر لآخرنا كالمنكر لأوّلنا[١٣٢-ر] ،و گفتند:اين
[١] .مج،وز،مل:ندارد.
[٢] .مج،وز،مل،لت:گذشته شده باشند.
[١٠] [٨] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٤] .آج،لب:خوانند.
[٥] .آج،لب:خليف.
[٦] .مج،وز،مل:خلف،آج،بم.آف،لت:خلفه.
[٧] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٤٢.
[١٢] [٩] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٣٠.
[١١] .آج،لب+و.
[١٣] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٥٥.